n" content="راز های درون بدن انسان - - راز های درون بدن انسان">
راز های درون بدن انسان
hossein

 نشت تدریجی و بسیار اندك گازهای رادیواكتیو به محیط منازل مسكونی می تواند باعث آسیبهای ژنتیكی یا حتی سرطانهای مافوق تصور شود . مطالعات و بررسی هایی كه روی سرطانهای بروز كرده در بازماندگان انفجارات اتمی هیروشیما و ناكازاكی صورت گرفته است ، باعث شده تا دانشمندان اطلاعات گرانقدری درباره خطرات تشعشع بر انسان به دست آورند . اثرات تشعشع بر انسان ، حتی به میزان كم ، بسیار پیچیده است . سلولهای در معرض تشعشع ، قادرند روند تولید پروتئین را در سلول های مجاور خود تا حد زیادی مختل كنند . یك گروه از دانشمندان ، لایه های سلولی مشتمل بر هزاران سلول حساس به جهش های ژنتیكی را در معرض پرتو آلفا قرار دادند . نتیجه آن كه ، تعداد سلول های آسیب دیده در دو حالت زیر تا حد زیادی مشابه بود : الف ) حالتی كه فقط ده در صد سلول ها با پرتو آلفا بمباران شدند .

 ب ) حالتی كه تمام سلول ها با پرتو آلفا بمباران شدند . محققان متوجه شدند كه یك ارتباط مولكولی بین سلول ها وجود دارد ، به طوری كه سلول های پرتو دیده می توانند مولكول های كوچكی را با سلول های مجاور خود مبادله كرده و آسیبهای وارده را به آنان انتقال دهند. قدم بعدی ، قطع این راه گفتگوی شیمیایی بین سلول ها بود و بعد از آن نیز بمباران سلولها با پرتو آلفا صورت پذیرفت . در این حالت ، سلول های پرتو دیده ، نتوانستند آسیب های وارده به خود را ، به سلول های مجاور منتقل كنند .

جهان برای همیشه باقی می ماند ، ولی شاید زندگی نماند

 در چهار سال گذشته ستاره شناسان شواهدی را گزارش كرده اند ، مبنی بر اینكه نه تنها جهان گسترش می یابد ، بلكه سرعت گسترش آن ، شتاب هم خواهد داشت . این شتاب در اثر نیروی اسرارآمیزی است كه به آن « انرژی سیاه » می گویند . برخی فیزیكدانها می گویند كه در چنین دنیایی ممكن است تمام قوانین فیزیك قابل استفاده نباشند . تا حدود چهار سال پیش ، اكثر ستاره شناسان احتمال می دادند كه سرعت گسترش جهان به دلیل نیروی جاذبه كهكشانها كند شود . تنها مسئله این بود كه آیا جرم جهان  آن قدر هست كه بتواند چنان نیروی گرانی ایجاد كند كه گسترش جهان ، متوقف كند و تمام جرم جهان را دوباره در یك ریزش عظیم ، در یك نقطه جمع كند ؟ برای ستاره شناسان انرژی سیاه عاملی است كه انیشتین به طور دستی به عنوان یك ضریب جهانی در معادلات نسبیت عام خود وارد كرد تا معادلاتش با یك جهان پایدار همخوانی داشته باشد . این ضریب همانند نوعی نیروی دافعه عمل می كند ، به طوری كه نیروی جاذبه گرایی كهكشانها روی هم خنثی شود . وقتی هابل ، ستاره شناس آمریكایی ، كشف كرد كه جهان منبسط می شــــــــــود ، و بنا بر این ، پایدار نیست ، انیشتین از این ضریب دست برداشت  . اما این ضریب از بین نرفت و در عوض در قلمرو كوانتوم ، مفهوم تازه ای یافت . قوانین عجیب و غریبی در دنیایSubatomic ( وابسته به پدیده های درون اتمی ) حكمفرما هستند . بر اساس این قوانین ، فضای خالی ، خالی نیست بلكه اسفنجی  از انرژی آن را احاطه كرده است . اگر انبساط جهان با همین روند كنونی ادامه یابد ، حدود دو میلیارد سال دیگر به دلیل گرما بخشی مداوم خورشید ، اثر گلخانه ای غیر قابل مهار ، در زمین ایجاد خواهد شد كه زمین را غیر قابل سكونت خواهد كرد و طی پنج میلیارد سال   خورشید خواهد مرد . در این اثنا از زمین جز پوكه ای سوخته باقی نخواهد ماند . حدود 150 میلیارد سال دیگر ، سایر كهكشانها آنقدر به سرعت دور خواهند چرخید كه قابل رویت نخواهند بود . البته كهكشانهای راه شیری استثنا هستند و همچنان در آسمان ، ستارگانی وجود خواهد داشت . 100 تریلیون سال دیگر تمام غبار بین ستاره ای مصرف خواهد شد و بنابراین ، دیگر ستاره ی جدیدی متولد نخواهد شد . آسمان تاریك تر و تاریك تر خواهد شد و تمام كهكشانها تا ( 10 به توان 30 ) سال دیگر جذب سیاه چاله ها خواهند شد . ولی حتی یك سیاه چال هم تا ابد به زندگی خود ادامه نخواهد داد . در فیزیك ، سطح سیاه چاله را « افق رویداد » می نامند . دانشمندان كشف كرده اند كه این افق دچار افت و خیز خواهد شد و انرژی را به صورت بسته هایی از خود ساطع خواهد كرد و گرم و گرم تر خواهد شد تا اینكه سیاه چاله ناگهان منفجر شده و ناپدید می شود . انفجار سیاه چاله هایی با جرم خورشید ، ( 10 به توان 64 ) سال طول خواهد كشید . چنین انفجاری تا مسافت 1098 سال نوری ، فضا را روشن خواهد کرد

ارسال در تاریخ یکشنبه 12 تیر 1390 توسط حسین شكراللهی

برای پیگیری تاریخچه گیاهان دارویی ابتدا باید تاریخچه فارماكولوژی ( داروشناسی) را بررسی نمود زیرا تا قرن 19 میلادی كلاً از گیاهان دارویی برای درمان بیماریها استفاده می شد.

كشف ویژگی های درمانی گیاهان باید ناشی از نوعی غریزه انسانی باشد. انسان اولیه از گیاهان به عنوان غذا و دارو استفاده می كرد. دراین راستا انسان به مرور زمان و در اثر آزمایش و خطا و نیز تجربه های ناموفق فراوان، موفق به كشف برخی ویژگی ها در بعضی از گیاهان شد و براساس این گونه ویژگی ها، گیاهان را شناسایی و طبقه بندی كرد. او همچنین مشاهده كرد كه چگونه حیوانات به هنگام بیماری از گیاهان استفاده می كنند.

به عنوان مثال وقتی دید یك گوزن زخمی برای تسكین درد، تن خود را به علف مبارك می مالد، به خاصیت ضد درد آن گیاه پی برد. و بعدها برای تسكین درد زخمهایش آن را به كار گرفت. مثال دیگر، گیاه مَرغ است كه گربه ها از آن استفاده می كنند و خاصیت قی آور دارد. بسیاری از نویسندگان به دانش غریزی حیوانات از گیاهان دارویی اشاره كرده اند، مثلاً سیسرو به استفاده گوزنهای ماده از زراوند برای تسهیل زایمان اشاره می كند و پلوتارك از كاربرد گیاه شیپوری وحشی توسط خرسها یاد می كند. پیش از تشخیص گیاهان سودمند و درمانگر از گیاهان سمی، احتمالا موارد مسمومیتهای اتفاقی بسیاری  رخ داده است.

مولیسچ گیاه شناس آلمانی مشاهده جالبی در مورد شش گیاه حاوی كافئین( قهوه، كولا، ماته، چای، كاكائو، گوارنا) دارد.

میان تعداد بیشماری از انواع مختلف گیاهان، بشر این شش گیاه را با دقت كامل شناسایی كرده است، با اینكه این گیاهان، فاقد هر گونه مشخصه ظاهری نمایانگر خاصیت درمانی هستند.

اطلاعات اولیه دانش گیاه شناسی در مورد مصارف درمانی گیاهان، بیشتر حكایت از نقش غریزه در انتخاب آنها دارد ولی با گذربشراز دوران ماقبل تاریخ به دوران باستان، انسان شروع به كاربرد عقل و منطق نموده، با محاسبات منطقی به خلاقیت های خاصی برای بهبود روش و كیفیت زندگی خود دست یافت.

بین ملل جهان، مصریان قدیم را باید نخستین ملتی دانست كه از گیاهان دارویی به نحو گسترده ای استفاده می كردند. درعصر هومر كشور مصر به عنوان منطقه ای غنی از گیاهان دارویی و سمی شهرت یافت. پاپیروس مشهور ابرز كه گمان می رود 3500 سال قبل نوشته شده است، حاوی مجموعه ای از نسخ و دستورالعملهای دربردارنده  بسیاری از داروهای دارای منشاء گیاهی است كه از آن جمله اند: روغن، سركه، تربانتین، انجیر، روغن كرچك، سیر، كـُندر، افسنطین، صبر زرد، تریاك، زیره سبز، نعناع، انیسون، رازیانه، زعفران، سدر، تخم كتان، صمغ عربی و اقسام بالزامها. برخی داروهای دارای منشاء معدنی كه توسط مصریان مورد استفاده قرار می گرفته اند شامل: آهن، سرب، منگنز، شنگرف، سولفات مس، سفیداب، كربنات سدیم، نمك طعام و احجار كریمه می باشند.

از سنگ نوشته های میخی برمی آید كه بابلی ها نیز همانند مصریان از خواص و كاربردهای دارویی گیاهان آگاه بودند.

دركتابخانه ساندرا پالوسی ( آشوربانی پال) كه 2650 سال قبل دایر بوده است چندین لوح گلی كه موضوعات طبی و دارویی روی آنها حك شده، یافت گردیده است. فهرست داروهای مندرج روی الواح مذكور، بسیار شبیه فهرست داروهای مورد استفاده در مصر باستان بود كه شامل 250 نوع گیاه و داروی معدنی می باشد. برخی از داروهای مذكور عبارتند از : سنا، دارچین، قسط بحری، انیسون، یاسمین، خرزهره، نعناع، بذرالبنج، شیرین بیان، اقسام روغن ها، موم، تربانتین، قیر طبیعی و آلوم. چنانچه در كتاب مقدس نیز آمده، عبریان از ارس وزوفا برای درمان بیماریهای مختلف استفاده می كردند . در چین یك كتاب شبه فارماكوپه به نام پن تاسو یعنی دارونامه برگ گیاهی كه 40 مجلد و حاوی چند هزار نسخه دارویی بوده، وجود داشته است. كتاب مذكور حدود 2735 سال قبل از میلاد مسیح(ع) نوشته شده و مولف آن یكی از امپراطوران آن كشوربه  نام شینون بوده است.

از دیگر كتب دارویی چین باستان، كتابی بوده كه مشخصات، رویشگاهها و نحوه درمان با بیش از یك هزار گیاه دارویی مفید در آن موجود بوده است. در طب چینی از داروهایی همچون جلبكهای دریایی، ریوند، آقونیطون، شاهدانه، كافور، اقسام افدرا، آهن، گوگرد جیوه و آلوم استفاده می شده است. اصول طب چینی در كتابی با عنوان " هدیه امپراطور زرد در طب داخلی هاوینگ دی نی جینگ " و با عنایت به دو مفهوم اسامی ین و یانگ و نیز عناصر پنج گانه وی یوسینگ كه محتملاً طی سالهای 200 قبل از میلاد تا 100 میلادی نگاشته شده، مدون می باشد. از دیگر كتب سنتی چین" تحفه كشتزارهای الهی " است كه طی قرن اول میلادی تدوین گردیده و شامل  شرح و توصیف 252 داروی گیاهی است.

در سال 1977 " دایرة المعارف تركیبات دارویی مورد استفاده در طب سنتی چین" به زبان انگلیسی انتشار یافت كه دربردارنده 5757 دارو است كه بخش عمده آنها منشاء گیاهی دارند.

استفاده از خواص درمانی گیاهان نزد هندیان باستان، رواج كامل داشته است. منابع طب هندی شامل ریگ ودا كه طی سالهای 4600 الی 1600 سال قبل از میلاد تالیف گردیده و نیز ایورودا كه طی سالهای 2600 الی 2500 سال قبل از میلاد تالیف گردیده ، هستند.

از دیگر كتب معروف طب هندی می توان از "شاراكا سمهیتا" كه واجد آثار درمانی 500 گیاه طی 50 دسته می باشد و نیز كتاب سوس روتا كه شرح ویژگی های 760 گیاه در 37 دسته را در بردارد، یاد نمود.

طب آیورودایی كه امروز هم در هند رواج دارد، نظامی فراگیر و مستند به اندر كنش جسم، عقل و روح است. در طب مذكور انرژی و ماده از یك مقوله شمرده شده اند كه به پنج صورت اتر، هوا، اتش ، آب و خاك تجلی می نمایند. بر اساس مبانی طب آیورودایی این عناصر پنج گانه با عملكردهای حواس پنج گانه ارتباطی محكم و ناگسستنی دارند. عناصر مورد بحث در تشكیل نیروهای سه گانه تریدوشا دخیلند. بدین ترتیب كه اتر و هوا عنصر "واتا"، آب و آتش عنصر" پیتا " و آب و خاك عنصر "كافا" را تشكیل می دهند و تعادل عناصر مذكور در تداوم سلامت نقش اساسی دارد. براساس طب ایورودایی مواد دارای طعم های شیرین، ترش و شور موجب افزایش كافا و كاهش واتا می گردند. حال آنكه داروهای واجد طعم های تلخ و گزنده عملكردی معكوس دارند و گیاهان دارای طعم های ترش، شور و گزنده موجب افزایش عنصر پیتا می گردند.

متاسفانه در سال 1833 میلادی دولت استثمارگر بریتانیا به بهانه مبارزه با خرافات تمامی مدارس طب آیاورودایی موجود در هند را تعطیل و آموزش طب مزبور را ممنوع نمود، لیكن خوشبختانه پس از استقلال هندوستان این مكتب پزشكی جایگاه خویش را بازیافت و امروزه به عنوان یكی از مكاتب درمانی ارزشمند مطرح است.

در مورد پزشكی ایران باستان اطلاعات زیادی برجای نمانده ، لیكن به نظر می رسد در قلمرو گسترده هخامنشیان تشكیلات پزشكی منظمی وجود داشته است و ظاهراً مفهوم " اخلاط رابعه" كه مبنای طب بقراطی می باشد از ایران باستان به یوانان راه یافته است. انتقال مذكور به دنبال حمله اسكندر به ایران وطی دوران سلوكی صورت پذیرفته است . طب ایرانی در دوره اشكانی آمیخته ای از طب یونانی در دوره اشكانی آمیخته ای از طب یونانی و طب زرتشتی بود. برخی پزشكان نامور عصر مذكور از قبیل آزوتكس و فرهاته( فرهاد) بر همین منوال عمل می نمودند. این روند تا زمان ساسانیان نیز ادامه یافت و آموزه های پزشكی ملغمه ای از مكاتب طب یونان، هند و نیزتعالیم زرتشتی بود.

در این دوران رئیس كل بهداری كشور به نام " درذستبد= درستبد" خوانده می شد. در همین دوران دانشگاه و بیمارستان " گندی شاپور" در شمال غربی خوزستان تاسیس گردید كه در دوران انوشیروان به حداكثر اعتلا رسید. در دانشگاه مذكور اساتید یونانی، سریانی، هندی و ایرانی به تدریس اشتغال داشته، كتابهای گوناگون را به زبان پهلوی در می آوردند . پزشكان نامور قرون نخستین اسامی از قبیل حنین بن الحق، سهل بن شاپور، عیسی بن مهاربخت، عیسی بن شهلافا، یوحنابن سرافیون، داویدبن سرافیون و نیز اعضای خاندانهای بختیشوع و ماسرجویه كه در مباحث بعدی بدانها اشارت خواهد رفت، عموماً از دست پروردگان همین دانشگاه بودند.

بنیانگذار طب یونانی اسكولاپیوس می باشد كه احتمالا یك شخصیت نیمه تاریخی نیمه افسانه ای واجد جنبه الهی بوده است. بقراط پزشك یونانی ( 357-460 ق.م) كه عموماً او را بنیانگذار دانش پزشكی می دانند، بر طب رومی و نیز طب رایج در قرون وسطی تاثیرعمیقی گذارد. گرچه شهرت وی به دلیل آثار فصیح به جا مانده از او( از قبیل" سوگند نامه بقراط" و یا كتاب همه گیری=Epidemy) می باشد، لیكن نسخه ها، روش های تجویز، و برنامه های دارویی ابداع شده توسط وی نیز نقش عمده ای در شهرت او دارند . نكته جالب توجه آن است كه درخت چنار تناوری كه امروزه نیز بر مزار این دانشمند بزرگ درایالات آی آرسا واقع در شمال یونان، سایه افكنده ، همان درختی است كه وی در زمان حیاتش در سایه آن به تدریس طب می پرداخته است.

نخستین رساله مكتوب و مدون در زمینه گیاه شناسی دارویی مقارن ظهور تمدن یونان توسط تئوفر است ( 285-370 ق.م) ارائه شد. این رساله با عنوان تاریخچه گیاهان بود و گرچه نمایانگر تلاش ارزنده نویسنده در ارائه یك موضوع مهم با انسجام علمی لازم می باشد، ولی در عین حال نشانگر مرزهای محدود كار مولف است كه خود ناشی از محدودیت اطلاعات و دانش موجود در زمینه گیاهان دارویی در آن زمان بوده است. باز این وجود در كتاب مزبور علاوه بر مطالب جالب توجه در زمینه گیاهان دارویی مختلف برای نخستین بار به سرخس هایی اشاره شده كه به عنوان داروی ضد كرم به كار می رفته اند. همچنین در این كتاب برای اولین بار تفاوت های بین فلفل گرد و دراز بیان شده است. از قضا مطالعه این كتاب چندان آسان نیست، زیرا نام های گیاهان مذكور در این كتاب با اسامی رایج و امروزی آنها كاملاً متفاوت است و این موضوع بازشناسی آنها را سخت مشكل می كند.

به هر حال كتاب طبی تدوین شده توسط پدانیوس دیوسكوریدس اهمیت بیشتری دارد. وی در قرن اول میلادی ( سالهای 90-40 میلادی) می زیست و جراح ارتش نرون بود. حین سفرهای نظامی به بررسی گیاهان و جانوران برخی مناطق از جمله ایتالیا، یونان، آسیای صغیر ، اسپانیا و فرانسه پرداخت و تعداد معتنابهی از نمونه های معدنی، گیاهی و جانوری را جمع آوری نمود و درهر فرصت ممكن به تحقیق پیرامون خواص درمانی نمونه های جمع آوری شده پرداخت.

اثر مذكور در 5 جلد به رشته تحریر در آمده و حاوی تمام اطلاعات مربوط به دانش پزشكی در آن روزگار و شامل شرح و توصیف 600 نمونه گیاهی می باشد. دراین اثر نیز تلاشی برای طبقه بندی بر اساس حروف الفبا نبوده ، بلكه مبتنی بر وجوه اشتراك گیاهان و شباهت های آنهاست. توصیف ها بسیار دقیق و به زبانی بسیار ساده و دور از ابهام ارائه شده اند و و روش های تهیه نیز به نحو دقیق و صحیح بیان گردیده اند . سفرهای مكرر دیوسكوریدس به عنوان پزشك ارتش فرصت مناسبی برای مطالعه و ثبت تمام كاربردها و فواید گیاهان سرزمین های بیگانه را برای او فراهم نمود. در واقع تقریباً تا پایان قرن شانزدهم میلادی نوشته های او اثر مرجع و استاندارد درحوزه فارماكولوژی به شمار می رفت و این نشانگر وسعت اطلاعات او درباره موضوع مورد بحث است. كتاب دیوسكوریدس نخستین بار در سال 1499 میلادی به زبان یونانی چاپ گردید.

اهمیت آثار دیوسكوریدس بسیاری از نویسندگان دیگر را بر آن داشت تا به گسترش موضوعات مورد اشاره وی یا نقد نوشته های او همت گمارند. مباحث كتابهای نوشته شده اغلب لغوی بوده، ولی بی شك كاملترین كتاب در این زمینه كتاب آی دیسكوریدس اثر پزشك ایتالیایی پی. ای . ماتیولی می باشد كه در قرن 16 میلادی نگاشته شده است. كتاب وی به عنوان یك اثر پذیرفته شده، جایگزین كتاب دیوسكوریدس شد. دكتر ماتیولی به نقد و تجزیه و تحلیل بیانات دیوسكوریدس پرداخت و با نامگذاری دقیق هر گیاه به رفع نارسایی ها و موارد ابهام موجود در كتاب وی و طبقه بندی مجدد گیاهان موجود در آن همت گماشت. او دراثر خود گیاهان جدیدی مانند آفتابگردان را ثبت كرد و تعداد دیگری از گیاهان خارجی ( بیگانه) مانند شاه بلوط هندی را به این مجموعه افزود.

از دیگر نویسندگان رومی می توان اسكریبونیوس لارگوس ( 79- 23 میلادی) ، پلینی بزرگ ، اوریباسیوس را نام برد. امروزه لارگوس را به خاطر وضع واژگانی از قبیل آنودین ( مسكن) واپیسپاتیك ( داروی باز كننده تاول) می شناسند كه در فرهنگ واژگان دارویی رایج هستند، گو اینكه فعالیت او تنها در زمینه گیاهشناسی دارویی بود. اگر چه اوریباسیوس در زمینه شناخت گیاهان دارویی گامهای موثری برداشت لیكن پلینی با نوشتن اثر چند جلدی خود با عنوان " تاریخ طبیعی " بیشترین سهم را در این زمینه داشت. وی دراین اثر، دانش و اندیشه علمی زمان خود را به دقت شرح داده است. حاصل كار او كه گردآوری نظریات و دیدگاههای حدود 400 محقق آن دوران بود، هم اكنون به عنوان یكی از كتب مرجع فارماكولوژی دنیای قدیم به شمار می رود.

جالینوس( 201-131 م) چهره شناخته شده جامعه پزشكی است و یقیناً به عنوان پزشك بیش از دیوسكوریدس شهرت دارد . این طبیب كه از اهالی پرگاموس یونان بود ،  داروها را بر اساس نوعی مقیاس حرارتی طبقه بندی  عامل مناسبی برای شناسایی داروی مناسب برای هر بیماری ارائه داد. وی در زمینه های مختلف علم طب تالیفاتی دارد كه اهم آنها در 16 جلد گرد آوری شده است . دانشمند مزبور طی یادداشتهای خود از 473 داروی گیاهی یاد كرده است.




ارسال در تاریخ یکشنبه 12 تیر 1390 توسط حسین شكراللهی

خرس قطبی فقط در قطب شمال زندگی می كند و بیشتر عمرش را روی یخهای شناور می گذراند. این حیوان بزرگترین جانور گوشتخوار خشكی و بزرگترین عضو خانواده خرسهاست و با سرمای اقیانوس منجمد شمالی به خوبی سازگار شده است. این حیوان بین 4 تا 8 سالگی بالغ و آماده تولید مثل می شود و هر بار یك تا سه توله به دنیا می آورد و 25 تا 30 سال عمر می كند.

غذای خرس را بیشتر ، خوكهای دریایی تشكیل می دهند. اما گاهی پستانداران دیگر، تخم پرندگان، لاشه های افتاده بر ساحل و سبزیها را نیز می خورد. بویایی خرس قطبی بسیار قوی است به طوری كه می تواند بوی لاشه نهنگ یا خوك مرده را از 30 كیلومتری احساس كند.

رنگ خرس قطبی ، سفید شیری است و بینی و دهان و چشمانش سیاه هستند. در یك روز آفتابی با یك دوربین معمولی از فاصله 10 كیلومتری می توان بینی او را دید و اگر او را در جایی غیر از قطب نگهداری كنند، رنگ موهایش كم كم خاكستری می شود.

خرس قطبی نرِ بالغ حدود 260 سانتیمتر قد و 450 كیلوگرم وزن، و ماده آن حدود دو متر قد و 250 كیلوگرم وزن دارد. جالب این است كه توله ی او هنگام تولد چندان بزرگتر از یك موش صحرایی نیست و فقط حدود نیم كیلوگرم وزن دارد. توله های خرس قطبی دندان ندارند و پوستشان بدون مو است و به مراقبت مداوم مادرشان نیازمندند. آنها پس از سه ماه كه برای نخستین بار از لانه شان بیرون می آیند حدود 13 كیلوگرم وزن پیدا كرده اند. شیر خرس قطبی 9 برابر از شیر گاو چربتر است و سبب رشد سریع توله ها می شود.

خرس قطبی شناگر ماهری است و می تواند با سرعت 10 كیلومتر در ساعت شنا كند. موهای میان تهی خرس قطبی او را در شنا كردن و همین طور در برابر سرمای قطب كمك می كند. خرس قطبی در شكار خوك آبی مهارت خاصی دارد. او می گردد و سوراخی را كه خوك برای رفتن به داخل آب روی یخ ایجاد كرده پیدا می كند و بعد با حوصله منتظر می ماند تا خوك برای نفس كشیدن به سوراخ برگردد . در این موقع به راحتی او را شكار می كند. لازم به ذكر است كه بومیان قطب شمال از پوست و گوشت خرس قطبی استفاده می كنند.



ارسال در تاریخ یکشنبه 12 تیر 1390 توسط حسین شكراللهی

همه ما شنیده ایم که نوشابه هاى گازدار براى سلامتی زیان آور است، اما تاکنون به استفاده هاى گوناگون آنها یا مزایایشان فکر کرده اید؟ سایت TOPSGLOBE استفاده های گوناگون و بعضاً عجیبی از کوکاکولا را ذکر نموده که مطالعه آن خالی از لطف نیست.

- به نوشته این سایت در بسیارى از ایالت هاى آمریکا، مأمورین پلیس راه ، دو گالن کوکاکولا در صندوق عقب ماشینشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با کمک آن از جاده پاک کنند.

- این سایت - در کمال تعجب- توصیه می کند که براى تمیز کردن توالت، یک شیشه کوکاکولا را داخل کاسه توالت بریزید و یک ساعت صبر کنید، سپس با آب پر فشار بشویید. اسید سیتریک موجود در کوکاکولا لکه ها را از سطوح چینی می زداید.

- هم چنین براى برطرف کردن لکه هاى زنگ از سپر آبکُرم کارى شده اتومبیل، سپر را با یک تکه کاغذ ( فویل) آلومینیوم مچاله شده آغشته به کوکاکولا بسایید.

- مورد دیگر استفاده کوکاکولا در تمیز کردن فساد قطب هاى باترى خودرو است. براى این کار یک قوطی کوکاکولا را روى قطب ها بریزید تا با قلیان کردن ، آن را تمیز کند.

- این سایت همچنین توصیه می کند براى شل کردن پیچ و مهره هاى زنگ زده ، تکه اى پارچه را که در کوکاکولا خیس شده است براى چند دقیقه بر روى پیچ و مهره قرار دهید.

- به نوشته این سایت براى پاک کردن چربی از لباس ها، یک قوطی کوکاکولا را داخل ماشین لباسشویی پر از لباس هاى چرب خالی کنید، پودر لباسشویی اضافه کنید و ماشین را روى دور عادى روشن کنید. کوکاکولا به تمیز شدن لکه هاى چربی کمک می کند.

- کوکاکولا همچنین بخار آب را از روى شیشه جلوى اتومبیل تمیز می کند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل MIDWEST در شمال آمریکا، گاهی اوقات شیشه جلوى اتومبیل از بیرون بخار می کند که با برف پاک کن پاک نمی شود. )

جهت اطلاع شما : ماده مؤثر کوکاکولا اسید فسفریک با PH برابر 28/0 است. اسید فسفریک ناخن را در مدت حدود 4 روز حل می کند. همچنین کلسیم را از استخوان ها می زداید و عامل اصلی افزایش روزافزون پوکی استخوان است. براى حمل محلول کوکاکولا (محلول غلیظ شده )، کامیون هاى حامل باید از علامت هاى ویژه «مواد خطرناک» که براى حمل مواد به شدت خورنده در نظر گرفته شده استفاده کنند.

- توزیع کنندگان کوکاکولا بیش از 20 سال است که از کوکاکولا براى تمیز کردن موتور کامیون هاى خود استفاده م

ارسال در تاریخ یکشنبه 12 تیر 1390 توسط حسین شكراللهی

چرا جانوران از خواب زمستانی نمی میرند؟

گروهی از جانوران چند ماه از سال را در خواب زمستانی می گذرانند این گروه در فصل زمستان، زمانی كه سطح زمین همه جا از برف پوشیده شده، به خواب می روند در چنین شرایطی دسترسی این جانوران به مواد غذایی مورد نیاز، عملاً غیر ممكن و یا بسیار مشكل می شود . به خواب زمستانی رفتن جانوران، در حقیقت تطبیق دادن خود با شرایط محیط زیست است.

اگر این جانوران به خواب زمستانی نروند به علت عدم دسترسی به مواد غذایی مصرفی و یا به سبب سرمای سخت زمستانی «احتمالاً» تلف گردیده و از بین خواهند رفت.

جانورانی كه به خواب زمستانی می روند برای این كه به زندگی خود ادامه دهند، اولاً فعالیت های بدنشان به حداقل ممكنه می رسد ثانیاً از ذخیره موجود بدنشان استفاده می نمایند. مثلاً «موش خرمایی كوهی» را مثال می زنیم: در دوران خواب زمستانی ضربان قلب موش خرمای كوهی از 140 بار در دقیقه به دو یا سه بار در دقیقه كاهش پیدا می كند دفعات تنفس از25 بار در دقیقهیك تا دو بار و درجه حرارات بدن از 38 درجه به 10 درجه سانتیگراد می رسد .

معمولاً این جانور در اواسط فرودین یا اوایل اردیبهشت در حالی كه كاهش وزن پیدا كرده و بسیار لاغر و ضعیف شده، از خواب زمستانی بیدار می شود. جالب اینجاست كه با وجود لاغری، بسیار فعال و چابك هستند.


چه بوی خوبی !


امروزه‌ مواد خوشبو كننده‌ بدن‌ انواع‌ گوناگونی‌ دارند كه‌ انتخاب‌ مناسب‌ و استفاده‌ صحیح‌ از آنها به‌ آگاهی‌ كافی‌ نیاز دارد. چهار گروه‌ عمده‌ این‌ مواد عبارت‌اند از:

EAU DE COLOGNE (ادوكلن)؛ با رایحه‌ ای‌ ضعیف‌ و قیمتی‌ نازل‌

EAU DE PERFUME ؛ با ماندگاری‌ كم‌ و حداقل‌ چربی‌

EAU DE TOILETTE ؛ مناسب‌ برای‌ محیط‌ كار

PERFUME ؛ با ماندگاری‌ زیاد و گرانقیمت‌


انتخاب‌ عطر

توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ عطرها چند دقیقه‌ بعد از استعمال‌ بوی‌ متفاوتی‌ خواهند داشت. بنابراین‌ هنگام‌ خرید عطر، پس‌ از امتحان‌ كردن‌ آن، چند دقیقه‌ صبر كنید و بعد تصمیم‌ بگیرید. به‌ علاوه، عطرها بر پوست های‌ گوناگون‌ بوهای‌ متفاوت‌ دارند و ممكن‌ است‌ عطری‌ كه‌ بر پوست‌ شما خیلی‌ خوشبوست، روی‌ پوست‌ دوستتان‌ چندان‌ مناسب‌ نباشد.

هنگام‌ خرید عطر هیچ‌ گاه‌ بیش‌ از دو یا سه‌ نوع‌ را امتحان‌ نكنید تا بوها با هم‌ اشتباه‌ نشوند.


نگهداری‌ از عطر

هیچ‌ وقت‌ شیشه‌ عطر را در دمای‌ زیاد یا خیلی‌ كم‌ نگهداری‌ نكنید. در آن‌ را محكم‌ ببندید و دور از نور خورشید و در مكانی‌ تاریك‌ به‌ صورت‌ ایستاده‌ قرار دهید. توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ با گذشت‌ زمان‌ رایحه‌ عطر تغییر می ‌كند و كمتر می‌ شود.


استفاده‌ از عطر

برخی‌ از مردم‌ به‌ عطر حساسیت‌ دارند و حتی‌ در بعضی‌ افراد رایحه‌ عطر موجب‌ سردرد می ‌شود. بنابراین‌ عطرهای‌ قوی‌ را در خارج‌ از محیط‌ كار استفاده‌ كنید. برای‌ جلوگیری‌ از ایجاد لك‌ روی‌ لباس‌ یا تغییر رنگ‌ جواهرات، از پاشیدن‌ عطر بر آنها بپرهیزید.

به‌ منظور ماندگاری‌ بیشتر یك‌ رایحه، همان‌ عطر را چند بار استفاده‌ كنید؛ در این‌ صورت‌ حدود شش‌ تا هشت‌ ساعت‌ بوی‌ آن‌ باقی‌ می‌ ماند.

عطر را همیشه‌ روی‌ پوست‌ در نقاطی‌ كه‌ نبض‌ دارد استفاده‌ كنید. به‌ علاوه، اگر آن‌ را روی‌ مچ‌ دست‌ زدید، مچ ها را به‌ هم‌ نمالید، زیرا این‌ كار موجب‌ كاهش‌ رایحه‌ عطر می‌ شود. پیش‌ از پوشیدن‌ لباس‌ صبر كنید تا عطر خشك‌ شود، چون‌ امكان‌ ایجاد لك‌ روی‌ لباس‌ وجود دارد. همچنین‌ هیچ‌ وقت‌ عطر را بر صورت‌ یا پشت‌ گوش ها نزنید، زیرا رایحه‌ كاملی‌ نخواهد داشت‌ و نیز سبب‌ خشكی‌ پوست‌ می‌ شود.

منبع: سروش بانوان


دانشمندان درباره انواع مختلف مورچه ها مطالعه كرده و به این نتیجه رسیده اند كه هر نوع مورچه ای طریقه مخصوصی در پیدا كردن راه لانه اش دارد. مثلاً بعضی از مورچه ها از طریقه نشانه گذاری در روی زمین استفاده می كنند، یعنی وقتی لانه شان را ترك می كنند علائم روی زمین را نشانه می گذارند تا در موقع برگشت بتوانند از روی آن نشانه ها راه لانه خود را پیدا كنند درست شبیه علائم ساختمان ها یا خیابان ها كه ما برای پیدا كردن خانه خود از آنها استفاده می كنیم.

دسته ای از مورچه ها با نگاه كردن به ارتفاع خورشید و در بالای افق راه خود را می یابند كه بشر جز با استفاده از ابزار و وسایل مخصوص قادر به استفاده از این شیوه نیست.

بعضی دیگر از مورچه ها هم از نشانه های روی زمین و هم از خورشید كمك می گیرند، دانشمندان این را با تجربه هایی ثابت كرده اند. آنها ابتدا روی یك مورچه نشانه گذاری كردند و سپس آن را به حال خود گذاشتند و شروع به تعقیب آن نمودند و بعد از آنكه مورچه تكه خوراكی پیدا كرد و خواست به لانه اش برگردد، آنها آن را بلند كردند و در نقطه دیگری كه درست مخالف لانه اش بود قرار دادند یعنی اگر قبلاً رو به مشرق بود این بار رو به طرف مغرب گذاشته شد، در این حالت حشره نمی توانسته از آفتاب كمك بگیرد زیرا به نظر آن ظاهراً آفتاب در یك جای دیگر بود. بنابراین ابتدا مورچه مدتی سرگردان شد و شروع به این طرف و آن طرف رفتن نمود. ولی بالاخره با یافتن یك نشانه زمینی به خانه خود رسید. دانشمندان با تعیین و حساب وقت این آزمایش ها به این نتیجه رسیده اند كه بعضی اوقات یك مورچه ممكن است چندین ساعت برای پیدا كردن نشانه زمینی كه راهنمای او در رسیدن به لانه اش است، به جستجو بپردازد و در آخر مورچه هایی نیز وجود دارند كه با بو كشیدن لانه خود را می یابند.

هموطن سلام




ارسال در تاریخ یکشنبه 12 تیر 1390 توسط حسین شكراللهی

تصاویری از طبیعت


 

 

 

 



ارسال در تاریخ چهارشنبه 17 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی
     
             
     
             
     
             
     
             
 

 

 
             
     


ارسال در تاریخ چهارشنبه 17 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی

معجزه های طبی هفت سین عید نوروز

 

سیر ؛ نوشداروی همه دردها: سیر ضد عفونی کننده و میکروب کشی قوی و بهترین درمان کننده ضعف حافظه و فراموشی است. سیر باعث رقیق شدن خون و کاهش فشارخون،پایین آمدن چربی و قند خون می شود.

در طب سنتیمصرف سیر را در معالجه تمام بیماریهایی که بر اثر بدی جریان خون و فشارخون پیدا می شود، مفید می دانند.سیر یک عامل ضد سرطان است وDNA را از تخریب توسط ژنهای سرطانی محفوظ نگاه می دارد. *

سنجد میوه فراموش شده: سنجد از نظر غذایی کم کالری است و برای اطفال بسیار مفید است.سنجد برای درمان بیماریهای کبدی که عبارتنداز: استسقاء، زردی و یرقان مفید است. مصرف پخته شده آن به طور کامل درروغن زیتون جهت درد مفاصل، خارش پوست و رشد مو توصیه شده است.

 

 *سماق منبع مهم ویتامین ث: سماق در درمان اسهال ، استفراغ و خونریزی ها بویژه خونریزی لثه مفید است . سماق خاصیت آنتی بیوتیکی و ضد عفونی کننده دارد و در طبیعت سماق سرد و خشک است. مقدار مجاز مصرف خوراکی سماق برای بزرگسالان روزانه 2 گرم می باشد

. *سرکه ضد سرطان:سرکه در درمان ورم طحال، کلیه و اختلالات کبدی،ضعف حافظه وچربی خون اثر داشته و درمان کننده سکسکه(باقند مصرف شود)،دافع انگل روده ومعده،سنگینی گوش،بلغم و عطش است.اینها همگی بخشی از اثرات شفابخش این فرآورده است.

 

*سمنو غذای بهشتی: سمنو مغذی و انرژی زاست و برای ورزشکاران پرورش اندام بسیار مفید است. سمنو شیر افزاست از این رو هم برای مادران شیرده و هم به علت مقوی بودن برای زنان باردار بسیار مفید است. از دیگر فواید سمنو می توان به اثرات شفابخشی آن در درمان سوء هاضمه، نازایی، سختی زایمان،سنگ کیسه صفرا و اختلال صفرا، پادرد،کندی ضربان قلب،ریزش مو،لاغری، یبوست،واریس،قند خون و دیابت، بی خوابی عصبی، تصلب شرایین و کلسترول، ضعف حافظه، پرکاری تیروئید، اسکیزوفرنیا، پسوریازیس، کم خونی،آرتروز، ورم زبان همراه بار، پارکینسون، یرقان،شکستگی استخوان و عقیم بودن اشاره کرد.

سین آخر سبزه: اگر چه سبزه خوراکی نیست ولی همان طور که همگان می دانند عموما از دانه های خوراکی سودمند(گندم،عدس ....) تهیه می شود و خود نشانگر برکت ، سبزی، شادابی و طراوت می باشد.



ارسال در تاریخ سه شنبه 16 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی

سیزده به در  روز طبیعت
سیزدهم فروردین ماه هر سال ، روز پایان جشن‏ های نوروزی است . در این روز ، مردم بنا بر سنتی فرهنگی ، از خانه ‏ها بیرون می ‏آیند و به دشت و صحرا و باغ می‏ روند تا آخرین روز عید را در طبیعت ، و در کنار سبزه و گیاه و آب روان چشمه ‏ها و جویبار ها بگذرانند . این روز زیبا را ، " روز طبیعت " نام ‏گذاری کرده ‏اند ؛ روزی که باید در کنار بهره‏ مندی از طبیعت زیبا و آب و هوای نیکو ، بکوشیم آن را به زباله دانی همگانی تبدیل نسازیم و به همه نشان دهیم که " روز طبیعت " فقط یک شعار نیست ؛ بلکه نشانه شعور بالای مردمی است که می ‏خواهند سال ‏های سال از این طبیعت زیبا بهره ‏مند گردند .

 

بهانه ‏ای برای با هم بودن
در این عصر جدید که همه جا را آلودگی ‏های مختلف پر کرده ، و ماشین و دود و سر و صدا همه جا هست ، مردمان به دنبال لحظه ‏ای برای آرامش و بهانه ‏ای برای دیدن همدیگر و با هم بودن هستند . شاید سیزدهم نوروز ، تنها یک بهانه است ؛ بهانه ‏ای برای آشتی با طبیعت و به یاد زلالی آب ، استواری کوه ، و چشم ‏نوازی درخت افتادن . از صبح زود ، هر چند خانواده را می ‏بینی که به خارج شهر می ‏روند . در آن ‏جا ، خانواده ‏ها با شور و نشاط و دسته دسته ، در کنار آب و سبزه یا زیر درختان بساط خود را می ‏گسترانند . بچه ‏ها بازی می‏ کنند ، مادران مشغول پخت و پز می ‏شوند و پدر ها هم از همه جا صحبت می ‏کنند و در یک کلام ، همگی روز خوشی را پشت سر می‏ گذارند .

 

فرهنگ سازی
فرهنگ احترام به طبیعت را باید از کودکی آموخت و در بزرگسالی به کوچک تر ها آموزش داد . " روز طبیعت " ، فرصت بسیار مناسبی است تا این درس بزرگ را به فرزندان دلبندمان بیاموزیم . آن‏ ها باید بدانند که طبیعت زیبای سرزمینمان ایران ، خانه بزرگ ‏تر همه ما به شمار می‏ آید و ضرر آسیب رساندن به درختان و سبزه زار ها ، ابتدا به خودمان برمی ‏گردد . اگر کودکان یاد بگیرند که درختان ، ریه ‏های تنفسی زمین هستند و بدون آن ‏ها ، حیات روی زمین رو به نابودی می‏ رود ، هیچ گاه به از بین رفتن طبیعت شگفت‏ انگیز کشورمان راضی نخواهند شد . کودکان امروز ، پدران و مادران فردای این سرزمین‏ اند و با این فرهنگ سازی درست ، می ‏توان عشق به طبیعت را در دل آن ‏ها کاشت .

 

رستاخیز طبیعت
باید طبیعت را گرامی داشت ؛ زیرا بهترین هدیه از طرف خداوندگار عالم ، به بندگان است و هیچ کس نمی‏ تواند آن ‏ها را شماره کند و شکرش را به جا آورد ؛ چنانکه سعدی می ‏فرماید :
از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به درآید

بهار ، رستاخیز طبیعت ، زندگی ساز ، دشمن مرگ و وسیله‏ ای برای برانگیختن و بسیج مردم از نواست . در زیبایی‏ های طبیعت ، می ‏توان عشق و زندگی را جستجو کرد . دوباره زیستن را با بهارش ، دوباره سرودن را با قناری ‏هایش و دوباره به منزل رسیدن را با آبشار هایش آغاز نمود . می ‏توان از بلبل و گل ، عشق و دلدادگی آموخت ؛ با شبنم سحرگاهان ، اشک ناامیدی را فراموش کرد ؛ از شکوفه‏ هایش لبخند آموخت ؛ با امواج دریا ، راز دل گفت ؛ و زیبایی واقعی را با عکس مهتاب ، در آب دید . ما همه به طبیعت زیبا ، دست نخورده ، شگفت و بی ‏پایان ایران عزیزمان بدهکاریم .

 

طبیعت در کلام معصومان

پیامبر اکرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمود : " نخل را نسوزانید و آن را در آب غرق نکنید . درخت بارور را قطع ننموده و زراعت و کشاورزی را به آتش نکشید ؛ زیرا شما نمی ‏دانید ، شاید در آینده به آن نیازمند شوید " .

حضرت علی علیه ‏السلام فرمود : " نگاه کردن به سبزه ، موجب شادابی است " .

حضرت امام صادق علیه ‏السلام فرمود : " زندگی با سه چیز خوش است : هوای پاک ، آب فراوان و گوارا ، و زمین نرم و آماده کشاورزی " .

حضرت امام کاظم علیه ‏السلام فرمود : " سه چیز به دیده روشنی می ‏بخشد : نگاه به سبزه ، نگاه به آب روان ، و نگاه به صورت زیبا " .

 

طبیعت در کلام مقام معظم رهبری
اهمیت درخت و گیاه
مقام معظم رهبری ، حضرت آیت‏ اللّه‏ خامنه ‏ای ، با اشاره به این که هر سال درختکاری می‏ کنند و به کاشت درخت می ‏پردازند ، درباره اهمیت درخت ، این سبزینه حیات می ‏فرمایند : " درخت ، مظهر حیات در طبیعتی است که ما آن را با نگاه عامیانه ، بی ‏جان می ‏پنداریم " . ایشان سپس ادامه می ‏دهند : " درخت و گیاه ، تا کنون تنها راهروهایی هستند که انسان از طریق آن‏ ها ، توانسته به منابع عظیم و متنوع غذایی در زیر خاک دسترسی پیدا کند . ... اگر گیاه نباشد ، انسان نیست . اگر گیاه نباشد ، حیوان نیست . با توجه به چرخه پیچیده طبیعت و تأثیر متقابل آب و هوا و خاک و درخت بر روی یکدیگر ، اگر گیاه نباشد ، هوا هم نیست . گیاه ، یک پایه اساسی وجود است " .

 

امانت الهی
همه نعمت‏ های خداوندگاری ، در دست ما انسان‏ ها امانت است و باید آن را برای نسل ‏های بعد حفظ کنیم و سالم به آن‏ ها بسپاریم . یکی از این نعمت‏ ها ، طبیعت شگفت این سرزمین و منابع طبیعی فراوان آن است که باید امانتداران خوبی برای آن باشیم . مقام معظم رهبری ، با اشاره به این امانتداری خطیر می‏فرماید : " باید همه چیز را که خدای متعال در این کشور به ودیعه گذاشته است ، احیا کنیم و در اختیار نسل کنونی و نسل آینده قرار بدهیم . منابع طبیعی ... [ و ] طبیعت نیکویی که در اختیار ماست ، میراث عظیمی که گذشتگانمان در اختیار ما گذاشته ‏اند و خیلی چیز های دیگری که در اختیار ماست ، باید آن ‏ها را احیا کنیم و در واقع ، نِعَم الاهی را استخراج نماییم " .

 

حفظ منابع طبیعی
همه ما می ‏دانیم که منابع طبیعی ، محدود است و امکان تمام شدن آن وجود دارد . پس بر ماست که با برنامه‏ ریزی حساب شده ، جلو هدر رفتن و نابودی این منابع کمیاب الاهی را بگیریم و نگذاریم آن ‏ها ، به این راحتی از کف بروند . مقام معظم رهبری ، درباره همین مسأله می‏ فرماید : " ما باید بتوانیم با برنامه ‏ریزی ‏های دقیق ، با مدیریت قوی و با اصرار و جدیت در کار ، خودمان را از تضییع خسارت‏ بار منابع حیاتی و طبیعی ، مانند درخت و آب و خاک نجات بدهیم " . ایشان سپس در ادامه می‏ فرمایند : " امیدوارم که ان شاء اللّه‏ همه ـ هم دولت ، هم آحاد مردم و هم مسئولان بخش‏ های متفاوت ، به مسأله مهم حفظ منابع طبیعی ، گیاه ، درخت ، کشاورزی ، استفاده بهینه از آب ، خاک و امکانات گوناگون دیگر ، به طور جدی بپردازند " .

 

خرافه ؛ ممنوع
دین مبین اسلام ، با خرافه و اعتقاد به نحسی روز سیزده نوروز مخالف است ؛ وگرنه ، رفتن به دل طبیعت ، جلابخش روح است و جان را مصفا می‏ کند . مقام معظم رهبری ، حضرت آیت ‏اللّه‏ خامنه ‏ای ، در کلامی ارزشمند ، با اشاره به این مسأله می ‏فرمایند : " ما ایرانی ‏ها ، عید نوروز را دوست می‏ داریم و آن را جشن می‏ گیریم ، اما جشن ما ، یک جشن سالم است ... ؛ البته بعضی از مراسم هست که قابل اصلاح نیست . مثلاً اسلام درباره مراسم خرافی از روی آتش پریدن ، حرفی ندارد و ( آن را ) تأیید نمی ‏کند ؛ اما هیچ اشکالی نمی ‏بیند که مردم ، فرض بفرمایید در مناسبتی از مناسبت ‏های عید ، به فضای باز بروند ، با سبزه و طبیعت و صحرا دیداری تازه کنند ، و طبیعت را با یکدیگر نزدیک کنند و لذت صحیح و سالم ببرند ؛ ( این ‏ها ) مانعی ندارد



ارسال در تاریخ سه شنبه 16 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی

عید نوروز چگونه شکل گرفت؟

 

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 

 پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

 

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

 

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

 

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

 

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».



ارسال در تاریخ سه شنبه 16 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی

عید باید به من تبریک بگوید

این لحظات را اهل زمین عید می‏ شمارند ؛ حال آن ‏که نگاه آسمانی‏ ترین انسان ‏ها ، عید را روزی می ‏داند که در آن معصیت خالق انجام نشود . پس من نباید عید را تبریک بگویم . این عید است که باید بیاید و بندگی‏ام را به من مبارک‏باد بگوید . این عید است که باید خجستگی مرا در زلال‏ترین لحظاتی که خود می‏آفرینم ، باور داشته باشد . پس اینک زمانی است که باید به شمار انسان‏ه ، عید در زمین متولد شود و همه کائنات ، مأمور به تبریک گویی به بندگانند و بس !
ای خدای بهار آفرین !
 
" مصطفی پورنجاتی "

******************************

آغوش گشوده بهار

پیراهن سفید شکوفه ‏های گیلاس ، به دست‏ های سرد شاخه ‏ها ، روح می ‏بخشد .
 
دوباره دانه ‏ها ، آهنگ رفتن کرده ‏اند و به سمت سرزمین گرم آفتاب فروردین ، کوچ می‏ کنند .
 
خورشید ، به سمت جوانه ‏ها آغوش گشوده است و نسیم شاد ، بر سر ابر ها ، دست نوازش می ‏کشد .
 
ما همگام با شکوفه و با بهار ، به سمت دل‏ های نزدیک می ‏رویم ، به کوی دل‏ های دوست و دست‏ های خویشاوند ؛ و آغوش دید و بازدید ها ، با نام خدا باز شده است .
 
از لبخند خدا ، همه ، دور از گناه و بدی ‏ها ، دل ‏شاد شده ‏ایم و به عید تازه ، عید هر روزه ، عید پاکی از عصیان دوست ، تبریک گفته ‏ایم .
 
آهنگ بهار ، از همان دور ها ، از همان سرما تا این گل ‏ها و تا این گرما سفر کرده است . بر قدوم مسافر بهار ، گل باران !
 

******************************

یا مُحَوِّلَ الْحَولِ وَالأحوالِ

 هار آمده است ؛ با سبد های شکوفه و کاسه ‏های لبخند . آمده است تا روح خمودمان را در دشت ‏های معرفت و آگاهی جاری کند تا در آیه بلند أحْسَن الْحال گسترده شویم .
یا مقلب القلوب ، خاک ، می ‏شکفد و در تار و پودش ، سمفونی رویش و زندگی است ؛ صدایی که شکوه خداوندی ‏ات را به تکرار نشسته است .
خاک ، می ‏شکفد و این ‏همه ، اشارتی است به ضرورت رستاخیز جان ‏ها .
بهار می ‏آید ، تا تأکید کند آیین آسمانی رفتن را .
می ‏آید تا بگوید سکون و ایستایی ، تن دادن به تعفن و مرگ است .
" یا محوِّلَ الْحَوْلِ و الأَحوالِ " ! نیکوترین حال‏ ها را برایمان رقم بزن و چشم دلمان را با خورشید شناخت و پویایی ، هم‏ خانه گردان و قلبمان را روشن کن ؛ آن ‏چنان که پنجره این روز ها را به دشت ‏های خورشیدی بهار ، گشوده‏ ای .

 

******************************

عیدانه رستن

بهار می ‏آید ؛ با پیاله ‏های پاکیزه باران و عیدانه رستن ؛ و می ‏شوید غبار سرما و خمودگی را .
 
زمین ، دروازه ‏های زیستن را می‏ گشاید و ما ، آراسته و زلال ، به استقبال آفتاب می‏ رویم .
 
دل ‏هایمان ، خجسته این همه مبارک ‏باد و گام ‏هایمان ، مصمم و امیدوار ، می ‏روند تا پیک مهربانی و صمیمیت باشند ، تا خانه ‏های دوستی ، با نفس‏ های تبریک و مهر ، پیوند بخورد و دستان عشق ، زنگار بشوید از هرچه بی‏ تپشی و سکون . شهر ، لبخند می ‏زند چهره مهربان بهار را و عابران که دل تکانده ‏اند از گرد و غبار ناراستی ، دست در دست نسیم ، رهسپار جشن طبیعت می ‏شوند .
 
بهار می ‏آید و ما وسعت روشنایی را به شور می‏ نشینیم .
 

******************************

عید ؛ یعنی رویش دانایی

بهار آمده است ؛ اما نمی ‏ماند . ثانیه ‏ها می ‏گذرند ؛ همچون ابر های درگذر ؛ پس باید برخاست و جاری شد . باید گام در جاده ‏های پویای اندیشه گذاشت و مفهوم بلند انسان را تجربه کرد .
 
عید ، مژده تولد است و زندگی ؛ همچنان ‏که یادآوری می‏ کند که در پس هر طلوعی ، غروبی نهفته است که پس از هر روزی ، تاریکی شب سر خواهد رسید . عید یعنی لحظه ‏های شسته شده از آلودگی گناه و تیرگی ؛ ورنه ، بهار می ‏آید و خواهد رفت ؛ درختان شکوفه می ‏کنند ، سبز می‏ شوند و باز چهره از سبزی تکانده ، تن به خزان و زردی می ‏دهند . عید یعنی رویش در خاک دانایی و شناخت ؛ و این چنین بهاری شدن ، زمان نمی ‏پذیرد . جادوانه است و بی ‏زمان .
 
" ای تغییر دهنده حالت ‏ها ! مرا به بهترین حالات متحول کن ! " در رستاخیز شاخه ‏های خشکیده ، اگر قلبم تاکنون ثمری نداده است ، دور از خورشید تو بوده . حالا که سرگردان می‏ چرخم و پناهی نمی‏ یابم ، فصل سرد درونی مرا به فروردین یاد خود پیوند بزن تا ببینی لحظه تحویل دلم را که چه ‏سان از چشم‏ هایم ، سکه‏ های دعا می ‏ریزم و انگشتانم ، سبزترین سبزه ‏ها خواهد شد برای یافتنت و ماهی سرخی در اندیشه ‏ام رو به‏ روی آیینه تو به رقص درخواهد آمد ؛ یا مقلب القلوب والابصار .
 
غزلواره ‏های گنجشکان ، لابه‏ لای درختان نور ، خانه کرده ‏اند .
 
ترنم عشق و صدا ، در فروردین تقویم ‏ها دیدنی است .
 
رودخانه‏ های عشق و عاطفه ، سرریز می ‏شوند .
 
بهار است و نگاه ‏های آینه ، آکنده از خنده ‏های ملیح .
 
بهار است و واژه ‏های معطر فروردین ، با دفتر آبی شاعران پیوند می‏ خورد .
 
پروانه ‏های رنگی ، عشق آفرین فصل جوانی باغند .
 
گاهِ تبلور احساس و تجلی سبز خیال است .
 
از زخم‏ های متراکم زمستان به مرهم بهار رسیده ‏ایم .
 
غنیمتی است ، این صحنه بکر تحویل سال
 
نگاه کن ، چقدر زیبا روشنی در سینه اقیانوس‏ ها ، آرام آرام می ‏تپد .
 
سیب‏ های غلطان در آب‏ های روان را ببین که انسان را وامی‏ دارد که رو به موسمی قشنگ ، سلام دهد .
 
غنیمتی است این صحنه‏ های بکر تحویل .
 
بهار ، توقف ‏گاه جالبی است . خاطره داشته باشیم از باران ، پرنده و سبزه .
 
حالا بعد از این ، چقدر باید نشست و حسرت این مقطع دل ‏باختگی را خورد !
 
" معصومه داوودآبادی "
  

******************************

بهار ، از راه رسید

بهار ، دوباره از راه رسید ؛ با دستانی پر از شکوفه و لبانی پر از خنده .
 
بهار ، دوباره از راه رسید ؛ چشم‏ نواز و روح‏ افزا ، تا چشمان افسرده را بنوازد و جان ‏های خسته را طراوت بخشد .
 
" سید محمود طاهری "
 

******************************


گاهی قلبت آنقدر آهسته می ‏زند ، که فکر می ‏کنی حتی از چرخش عقربه‏ ها هم جا مانده است !
 
آن‏ قدر خسته‏ ای که نمی ‏دانی تا کدام دقیقه و ثانیه دیگر ، دوام خواهی آورد !
 
ولی انگار زمان عجول ، فهمیده که تو جا ماندی و برای چند لحظه که شده ، درنگ می‏ کند و نفس‏ هایش را شمرده شمرده می‏ کشد !
 
تیک تاک ‏هایش را آنقدر طولانی می‏ کند تا بلند شوی .
 
تا دست بر کمر عقیده بگذاری و بگویی :
 
" یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدیر اللیل و النهار " .
 
عقربه ‏های قلبم را با دقیقه دقیقه ذکر نامت و ثانیه ثانیه یاد بزرگی ‏ات کوک کن !
  

******************************

بهار ، تقارن احساس و عقیده است

و چه زیباست اگر لطافت لبخند شکوفه را لطف آن خدایی بدانیم که هنوز از انسان نومید نیست !
 
و از آن انسان امیدواری که عقیده‏ اش را ، روی سفره هفت ‏سینش چیده است و آمدن بهار را هم به فال نیک گرفته ، تنها برای اینکه او هم از انسان دیگری ناامید نیست و هنوز چشم به راه آمدنش ، کنار آینه و قرآن ، دعای تحویل سال را می ‏خواند ... !
 
ناگهان ، از خواب غفلت بیدار گشتم ، سردی را از خود دور کردم ، سبز شدم و بهار آمد .
 
عید آمده و تازگی را با خود آورده است .
 
بر سر سفره الهی ، هفت ‏سین سلامتی ، سعادت ، سبزی ، سپیدی ، سرمستی ، سجاده و سحر را از او طلب می‏ کنیم .
 

******************************

عید ، یعنی هم ‏رنگ خدا شدن

هر روز ، هر روزی که در آن ، هم‏ رنگ خدا باشیم ، از سیاهی بگریزیم ، شبنم شویم ، بوی باران بدهیم ، سرزمین دلمان سبز باشد و آسمان وجودمان رنگین‏ کمانی باشد ، عید است .
 
آری ! هر روزی که در آن بهار باشد ، آن روز عید است .
 
ای خدای بهار !
 
بهار آمد ...
 
یا مقلب القلوب و الابصار !
 
قلبم ، در سرمای گمراهی ، قندیل معصیت بستر و به خواب زمستانی رفته ؛ چشمانم در تاریکی سیر می‏ کند ، روشنی را گم کرده ‏ام ؛ یاری ‏ام کن !
 
یا مدبر اللیل و النهار !
 
روز و شب ، برایم بی ‏معنی است . روزم با کسوف و شبم با خسوف است ؛ حتی دیگر ستارگان خوشبختی برایم چشمک نمی‏ زنند ؛ در تاریکی مطلق جهل به سر می‏ برم ؛ معرفتم ده !
 
یا محول الحول و الاحوال !
 
سرگردانم ؛ سرگردان لحظه‏ ها ، سرگردان دگرگونی ‏ها ؛ زمان مرا به بازی گرفته است ؛ سرگردان‏ ترم مخواه .
 
ای گرداننده دل ‏ها و چشم‏ ها !
 
ای اداره کننده شب ‏ها و روز ها !
 
ای دگرگون کننده زمان ‏ها و گردش‏ ها !
 
اکنون که از احوالم باخبری ، حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَنِ الحال .
 

******************************

هفت سین سلام

بهار می ‏آید ؛ با چمدانی پر از شکوفه و لبخند . چشم ‏هایش ، آمیزه خورشید و ابر ؛ دلش آینه ‏بندان سبزه و باران .
 
بهار می‏ آید و از رد گام ‏هایش ، رود هایی زلال ، زمین چرک را به شست‏ و شو می‏ خوانند . نوروز از راه می ‏رسد و خاک ، در رستاخیزی شگفت ، رستن آغاز می‏ کند . مردمان شهر ، دست در دست مهربانی با گل و آینه به شادباش هم می ‏روند .
 
از قلب ‏ها پنجره ‏هایی بی‏ شمار به سمت هم گشوده می ‏شوند و این ‏گونه ، جشنواره انسان و طبیعت افتتاح می ‏شود .
 
بهار آمده تا به ما بگوید لحظه ‏ها چون ابر در گذرند ؛ تا به این همه تحول و تغییر ، به دیده عبرت بنگریم .
" سخن در پرده می‏ گویم چو گل از غنچه بیرون آی     که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی "
 
پروانه ‏ها ، کاسه‏ های شبنم در دست ، بر فراز گل ‏ها درآمد و شداند . پرستو ها برف از بال ‏ها تکانده ، امیدوار به سوی لانه ‏ها بازمی ‏گردند .
 
گاه ، خورشید می‏ تابد و بر ابر ها پادشاهی می‏ کند و گاه ، باران می‏ بارد و بر پیکر آسمان و زمین ، لباس طراوت و تازگی می ‏پوشاند . هر رفتنی را آمدنی است و هر آمدنی را رفتنی ؛ چنان ‏که زمستان می ‏رود و بهار می‏ آید ، شب می‏ رود و روز می‏ آید ؛ ما نیز روزی به جهان می‏ آییم و ناگزیر باید به سمت مقصدی ابدی ، جاده‏ های زمان را طی کنیم .
 
نوروز می‏ آید تا گرد غفلت را از رخسارمان بشوید و از خواب ‏های دراز خرگوشی بیدارمان کند . تا بدانیم که ایستایی و رکود ، شیوه مرداب است .
 
یا مقلب القلوب !
 
قلب‏ های زنگار گرفته‏ مان را به یادت به رودخانه روشنی می ‏سپاریم و در تار و پودش بذر مهر می‏ باشیم .
 
ای تدبیرکننده روز و شب ، ای تغییردهنده حال ‏ها ! یاری ‏مان کن تا با سلاح عشق و صداقت و ایمان ، به بهترین حال ‏ها دست یابیم . وقتی غبار تیرگی و کینه را از روح و جانمان تکانده باشیم ، در دل‏ های آفتابی ‏مان هفت سین سلام و سادگی گسترده خواهد بود .
 
" معصومه داوودآبادی " 
  

******************************

سفره دل

نوروز ، از نفس ‏های معتدل بهار می‏ تراود و در سفره گلدار هفت سین دمیده می ‏شود ؛ سفره ‏ای که در آن ماهی قرمزی ، تکرار تازه زندگی را میان تنگ کوچکی از آب گوشزد می‏ کند .
 
نوروز ، هفت سین را از بازار بهار می ‏آورد و با سلیقه می ‏چیند تا عشق را از پس گونه‏ های سرخ " سیب " ، هدیه کند ، تا شمه ‏ای از بهشت را از لابه ‏لای گلبرگ‏ های " سنبل " ، به ارمغان آورد . حالا برکت را در طعم پر از شیرینی و گندم " سمنو " می‏ توان چشید .
 
می‏ توان با گیسوان شانه خورده سبزه ‏ای جوان که تکه ‏ای از طبیعت را به خانه آورده ، طراوت را دسته کرد و دانه دانه " سکه ‏های نو " را که در کنار سفره برق می ‏زنند و بوی عید می ‏دهند ، در دست‏ های کودکانه کاشت تا شوق معصوم کودکی ، در باغ چشمشان بشکوفد .
 
پابه ‏پای شگفتی ‏هایی که در این دایره از هم پیشی می ‏گیرند ، آنچه در نگاه نافذ انسان آرمیده است ، به بلندای رتبه خویش برمی‏ خیزد و کتاب طبیعت را تنها در قاب کوچک پنجره ورق نمی ‏زند و هفت سین سفره دل را به سنبل و سیب و سبزه و ... خلاصه نمی‏ کند تا هفت " سلام " آسمانی از معجزه بیان ، نص قرآن به سرای سینه ‏اش میهمان شود ؛ میهمانی که در سنت ایرانی ـ اسلامی ، بالانشین رواق سینه‏ هاست :
 
" سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبِّ رَحیمٍ "
درودی است که از جانب بی ‏همتا خداوند ، ارسال می ‏شود ؛ بی ‏آنکه واسطه ‏ای پیام ‏آور این محبت باشد .
 
" سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ "
برکت و سلام در پرده شب ‏هایی است که به بیداری دل ، زنده می ‏داریم تا تولد سپیده ، افق را چراغانی کند .
 
" سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمینَ "
" سلام " و " رحمت " خداوند جاری است تابنده بر نوح ؛ او که سکان کشتی رسالت را رو به سمت ساحل توحید ، به دست گرفت .
 
" سَلامٌ عَلی إِبْراهیمَ "
و ابراهیم که برای شکستن شرک ، مجسمه ‏های سنگی را تبر زد .
 
" سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ "
و موسی که از کفر و بهانه ‏های بنی ‏اسرائیل ، نبوتش را به ستوه نیامد و هارون که حق برادری را به جای آورد .
 
" سَلامٌ عَلی آلِ یاسینَ وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلینَ "
" سلام " و " رحمت " خداوند بر " آل یاسین " و جامعه انبیا ، رسولان حقیقت که امانتدار الهام الهی بودند تا فطرت پرستش را از حوالی لانه بت ‏ها و بیراهه مکاتب و جهل و خرافات دور سازند .
 
" مهناز السادات حکیمیان " 
 

******************************

هفت سین زندگی

به شکرانه عبور از گردنه ‏های زمستان ، به شکرانه مقاومت و ایستادگی ، به شکرانه فرصتی نو که ارزانی ‏مان داشته‏ اند ، " هفت سین " می ‏گشاییم . به پاس عشق که تنها تنور گرمی ‏مان بود ، تنها اجاق دل‏ های سرما زده ‏مان ، هفت سین می ‏گشاییم .
 
فواره ‏های میدان اگر روشن ‏اند ، نماد سرزندگی شهرند .
 
سبزینه ‏ها اگر سبزند ، تصویر دل‏ های سبزند . " باده از ما مست شدنی ، ما از او " .
 
هفت سین ، علامت هفت‏ خوان زندگی است که سال به سال ، باید بپیماییم .
 
" سفره " ، منشور همبستگی ماست در رنج ‏ها و شادی ‏ها ، در راحتی ‏ها و سختی‏ ها .
 
" آینه " لبخند می‏ زند ؛ " سبزه " لبخند می ‏زند . اگر ما هم لبخند بزنیم ؛ چشم‏ ها را بر اندوه یکدیگر نخواهیم بست ، سینه ‏ها را از کینه یکدیگر نخواهیم انباشت .
 
بهار ، درس‏ های زیادی دارد ؛ آسمانش ، آزاد بودن را یاد می ‏دهد ، نسیمش بخشنده بودن .
 
عید که می‏ آید ، با همه شکوه ‏اش ، نجیب بودن را می ‏آموزد و مهربانی را . زانو زدن ‏های آب ، پای سپیدار ها تماشایی است . زانو زدن ‏های گنجشک ، پای برکه ‏ها تماشایی است و تماشایی‏ تر ، کلبه ماست که هم آتش تنورش روشن است و هم چلچراغ دل آدم‏ هایش . عید ، تنها میانْ پرده‏ ای است از صداقت و صافی ما . صداقت و صافی ما در سیصد و شصت و پنج روزْ بازیگری ، به نمایش درمی‏ آید . ما بازیگران نمایشنامه صفا و صمیمیتیم . الماس ‏ها به یکرنگی ما غبطه می‏ خورند . عید که می‏ آید ، ما گلاب محبتمان را روی دسته همه رهگذران می‏ ریزیم . " هفت سین " می ‏گشاییم تا انگشت ‏های نوازش ‏مان هفت روز هفته گشوده باشد . ما امید را به کوچه و بازار می‏ بریم تا هدیه ‏اش کنیم به انتظار کشیدگان و به حسرت‏ دیدگان .
 
هیچ ‏کس نمی‏ تواند سبقت بگیرد از سلام‏ های ما و از سایه ‏های خنک سادگی‏ مان .
 
دست ‏های ما یخ نمی ‏زند هیچ ‏گاه ؛ چون در دست ‏های دیگری است ، چون دست‏ هایمان را بر سر هفت سین هر سال ، به هم گره می ‏زنیم . عید که می‏ آید ، تجدید عهد ما با همه " سین " ها شروع می ‏شود ؛
 
با سین " سلام " ، با سین " سخاوت " ، با سین " سادگی " و با همه سین ‏های دیگر .
 
هفت سین سفره ما هیچ کم ندارد ؛ پدرانش همه خوبند ، مادرانش همه خوب ، پسرانش همه خوب ، دخترانش همه خوب .
 
ما زندگی را در مکتب " هفت سین " عیدمان می ‏آموزیم .
 
قرآن پدر و دعای مادر ، سرمایه همیشه راهمان است .
 
عید که می‏ آید ، هفت سین می ‏گشاییم ؛ هفت سین زندگی ... .

" میثم امانی " 
  

******************************

مهربانی همیشه

نفس می‏ کشم عطر آمدنش را . پشت در خانه ایستاده است آشنای دور دست من .
 
از جاده ‏های طولانی فصل‏ ها ، از لابه لای سوز و سرمای تقویم ‏های یخ ‏زده ، از روزگاران باستان آمده است .
 
اینک ، پشت در ایستاده است ؛ در هیبتی سبز ، با همان ردای عطرآگین لطیف ، با دستانی معجزه‏ گر آمده است تا به یک اشاره ، قدم بگذارد به خانه سال و پرنیان هفت رنگ نگاهش را بگستراند بر عریانی خاک و بپوشاند تن‏ پوش سبز محبت را بر تن درختان و سیب ‏های سرخ را برقصاند در کاسه ‏های آب و بنشیند با ما ، پای سفره هفت سین .
 
شب در خانه ایستاده است ؛ با همان مهربانی ‏های همیشه ، با قصه‏ های دور و دراز ؛ آمده است تا جادوی زمستان را بشکند ، تا به گوش خاک در خواب مانده ، ترانه بیداری بخواند .
 
من صدای آمدنش را شنیده ‏ام ؛ از همان روز که مادرم از بازار ، هفت سین خرید تا بچیند در سفره‏ ای که برکت می ‏آورد به خانه .
 
از همان روزی که پدر ، اسکناس‏ های تا نخورده را لای قرآن می ‏گذاشت ، برای تبرک . از همان لحظه ‏ای که من و برادرم لباس ‏های تازه پوشیدیم و پای سفره هفت سین نشستیم . از همان لحظه که پدرم قرآن خواند ... الرحمن ... و بوی مهربانی خدا پیچید در هوای خانه .
 
از همان لحظه ، من عطر آمدنش را حس کردم .
 
پشت در خانه ایستاده است .
 
و من چقدر دوستش دارم !
 
او که از راه می‏ آید ، مادر همیشه می‏ خندد ، خانه از بوی تازگی پر می‏ شود ، دنیا عوض می ‏شود ، درختان جشن می‏ گیرند ، بازار دید و بازدید ها داغ می ‏شود . دست ‏ها سخاوتمند می ‏شوند ، عیدانه ‏ها سرازیر می‏ شوند و من بی‏ صبرانه ، در انتظار " عیدی " ام و در انتظار " او " .
 
من در انتظار بهاری بزرگ ‏ترم ؛ بهاری که سالمان را فقط یک فصلی نمی‏ کند ؛ " چهار فصلمان بهار می‏ شود ".
 
" خدیجه پنجی " 
 

******************************

به بهار می‏اندیشم

بهار ، فریادم می‏ زند به خود ؛ به برخاستن دوباره ؛ به گردشی متوالی و آغازی دوباره .
 
بهار ، فریادم می‏ زند به زندگی دوباره ؛ به برخاستنی از بطن سرد مرگ‏ ها و خاموشی‏ ها .
 
بهار ، مرا از دستان یخ ‏زده زمستان می‏ گیرد و می‏ خواهد ، دامن سبز شکوفایی بر تنم بپوشاند .
 
بهار ، فریاد می‏ زند به بیداری از دهان تاریک خواب ‏ها و سکوت‏ ها .
 
بهار ، مرا برمی‏ دارد و به وسعت تفکری ژرف می‏ برد ؛ " یا محول الحول و الاحوال " .
 
سال‏ های همیشه است که بهار بر دروازه ‏های گوش‏ ها و چشم‏ ها می‏ کوبد :
 
" فراخ شوید و بنگرید . بشنوید ، پریدن خواب از سر سرد زمین را ".
 
این آغازی دوباره است ؛ پنجره ‏ای دوباره به سمت دستان باز زندگی .
 
بهار ، از انجماد ها و خواب ‏ها گذشته است .
 
آمده است برای تسبیحی دوباره از آفرینش ، برای بیداری در خواب ماندگانی که قنوت درختان و دست‏ های تمنای ذرات عالم را نمی‏ شنوند ؛ " یا مدبّر اللیل و النهار " .
 
بهار از راه می ‏رسد و مرا به بادیه ‏های تفکر می ‏سپارد ؛ می‏ برد به یاد شوری بزرگتر .
 
بهار ، با پیراهنی از یاد معاد ، بر شانه ‏هایم می ‏ریزد و خواب‏ هایم را می ‏آشوبد .
 
از پنجره دست ‏هایم بالا می‏ روم و هم‏ نوای بهار ، سراسر مناجات می‏ شوم و تکلم نجوای عاشقان ، آرامم می‏ کند : " حول حالنا إلی احسن الحال " .
 
نسیم نوروز ، روح طراوت را در دست‏ هایش گرفته است و بر تن خاموش زمین می‏ پاشد .
 
یک سال دیگر بزرگ شدیم . یک سال دیگر قد کشیدیم .
 
سالی دیگر و آغازی فرخنده برای خوب شدن مهیاست و من به عیدی می ‏اندیشم که سر سفره سال تحویل بنشینم و خودم را آغاز کنم .
 
من به بهاری می ‏اندیشم که بهارانه عمرم را به دست باد ها و سیاهی ‏ها نسپارم و در جاده‏ هایی گام بگذارم که انجامی بهارانه داشته باشند .
 
من به عیدی می ‏اندیشم که هیچ گرد و غبار عصیان و اغفالی بر پرونده اعمالم نوشته نشود و تحویل سال جدیدم را بی‏ خط خوردگی ، بر دفتر سال گذشته ‏ام آغاز کنم .
 
" ابراهیم قبله آرباطان " 
 

******************************

پشت پلک‏ های باران خورده

طبیعت ، جانی تازه می ‏گیرد .
 
ماهی ‏ها ، هم ‏سفره ما می ‏شوند .
 
بهار ، تا کنج خانه ‏ها نفوذ می‏ کند .
 
شمشاد ها ، شاد ترین روزهای زندگی ‏شان را طی می‏ کنند و آوای تازه منار ها سکوت سرد باغچه را می‏ شکند .
 
بهار ، زنبیل عاشقی ‏اش را کوچه به کوچه می‏ گرداند تا هر که دلی به وسعت آینه و لبخند دارد ، به کاروان سبز طبیعت بپیوندد و روح و جانش را در آبشار جاری فروردین ، جلا بخشد .
 
چشم‏ هایت را که باز کنی ، بهار را با تمام سادگی ‏اش ، با ظهور تازه شکوفه‏ هایش و با آغاز انقلاب سبز و فراگیرش ، پشت پلک‏ های باران خورده‏ ات احساس خواهی کرد ؛ حس تازه بالندگی ، دگرگونی آغاز ... .
 
تمام واژه ‏های خوب ذهنت را ردیف می‏ کنی تا سبزترین فصل خدا را ترسیم کنی .
 
خدا بهار را برای تو آفرید ؛ برای من ، برای او و برای هر که راز شگرف " یحیی " و " یمیت " را در زیباترین اثر نقاش چیره ‏دست خلقت می‏ بیند و باور می‏ کند .
 
چشم‏ هایت را که باز کنی ، بهار را می‏ بینی که با کوله ‏باری از امید و طراوت ، در انتهای کوچه ‏های سرد و تاریک زمستان ، بساط تازگی و سرسبزی ‏اش را پهن کرده و بشارت فردایی را می‏ دهد که تقویم ‏ها دوباره از اول آغاز می‏ شوند .
 
" عاطفه خرمی " 
  

******************************

صدای پای بهار

از امروز همه مکلف به دیدن بهارند .
 
فروردین ، با مرحله ابلاغ قاصدک‏ ها شروع می‏ شود . دستور سرسبزی فروردین باید از جانب باران ، صادر شود که شده است .
 
کاری به برخی نظریه ‏پردازی ‏های تقویم نداشته باشیم !
 
همه چیز پیش روی ماست . دلیلی بهتر از این رفت و آمد های سبز درخت ؟! چه دلیلی فراتر از آب ‏های فروتن و جاری که بر طراوت طبیعت صحه گذاشته ‏اند ؟
 
چه حجتی روشن ‏تر از گل ‏ها که روی شریعت سبز " وجد " ، انگشت گذاشته ‏اند . این روز هایی که از دنیا برآمده ‏اند ، به امضای عشق می ‏رسند ؛ بویی دیگر می ‏دهند . همه کودکان رؤیا رغبت دارند از سر شاخه ‏های غزل ، آویزان شوند .
 
تقویم ‏ها وقتی پر از بهار می‏ شوند که با نوروز آغاز شوند .
 
نگاه کن ! فرصت‏ های خوابناک درختان گذشته است . جاده ‏ها در دو سمت خود ، گل ‏های آفرین کاشته ‏اند .
 
از بشارت ‏های سبزی که در سبد بهار است ، زمین به سماع درآمده است .
 
دلت را به سمت آبشار ها و جنگل ‏ها روانه کن ؛ صدای پای بهار می‏ آید . باید از مزرعه بهار ، فقط شوق برداشت کرد ! چه می‏ گویم ؟ اصلاً این روزها چیزی غیر از شوق در بساط زمین پیدا نمی‏ شود .
 
هر طرف نگاه می‏ کنی ، شعرهای نابی است که در روستای دل‏ انگیز فروردین سروده شده و دستان باد ، آنها را تا دور ها می‏ برد .
 
شعف ، منتشر شده است . به هر سو می‏ نگری ، تولد است و رویش .
 
اگر هستند جاده ‏های تاریک ، هر چه سریع ‏تر بیایند و خود را به جامه سبز بهار بزنند تا جا نمانند از قافله پربرکت عشق .
 
بهار می‏ آید و به یمن قدمش ، خس و خاشاک ‏ها از مسیرش محو می‏ شوند . کور باد چشمی که ظهور این همه آیات روشن را نمی‏ بیند ، این همه خوشی‏ های متراکم !
 
باید تصویر برداشت و برای فصول دیگر ارسال کرد انبوهی از درختان متبسم را که به احترام بهار ایستاده ‏اند !
 
نباید گذاشت این غریزه بلورین زیباخواهی در فصول دیگر ، ترک بردارد !
 
گردگیری از جام ‏های زلال بهاریه ‏ها ، به عهده دست‏ های من و توست .
 
بعد از این همه انتظار ، زمان تازه دهان باز کرده و بهار را برای چشم به راهی ما فرستاده است ؛ قدر بدانیم .
 
" محمد کاظم بدرالدین " 
 

******************************

نفس قدسی

" یا مقلب القلوب و الابصار " !
 
این صدای توست ، پیچیده در گستره خاک .
 
این روشنان آواز توست که در لابه ‏لای کاینات می ‏وزد . عطر سیال و شناور حضور توست که شامه خاک را پر کرده از طراوت رویش ، خواب را ربوده از چشم‏ های زمین .
 
از عطر حضور توست که گل ‏ها چشم گشوده‏ اند به جلوه ‏ات ، که زمین را حریری از یاسی ‏های مهربانی پوشانده است .
 
سبحان الله از این همه زیبایی !
 
این اعجاز نفس ‏های قدسی توست که جاری شده است در شریان ‏های خاک مرده و زندگی می‏ بخشد به گل ، به دشت ، به گیاه .
 
این اعجاز نفس‏ های قدسی توست که به رودخانه‏ ها اجازه خروش می‏ دهد و به درختان ، فرمان قیام .
 
این لهجه قرآنی توست که پرنده ‏ها را خوش الحان کرده است و ابرها را مهربان و سخاوتمند ؛ دشت‏ ها را به میهمانی باران دعوت کرده و پرستو ها را به کاشانه فراخوانده است .
 
" یا مدبر اللیل و النهار " !
 
نسیم اراده‏ ات وزید بر عبور و مرور شب و روز و روز ، به اذن تو روشن شد تا زمین ، از سفره کریمانه ‏ات ، لقمه حلال بجوید !
 
روز را نشاندی بر بلندای افق تا چشم‏ ها ، مهربانی فراگیرت را شاکر باشند و قدم ‏ها ، فضل و رحمت تو را به تلاش درآیند و دست‏ ها ، " روزی " بگیرند از در خانه ‏ات !
 
و روز و شب را که از پی هم می‏ آیند و می‏ روند ، اینک ، بگیر از شب ‏ها و روزهایم ، تکرار و روزمرگی را .
 
تاریکی شب‏ هایم را به نور خویش روشن کن و روزهایم را میهمان سایبان دستان مهربانی ‏ات گردان .
 
" یا محول الحول و الاحوال " !
 
قطار فصل ‏ها می ‏گذرد . زمین پیر و فرسوده ، به یک تبسم تو ، جوان می‏ شود .
 
درختان مرده ، زنده می‏ شوند . روخانه ‏های راکد می‏ خروشند . رستاخیزی به پا شده است در دقایق " زیستن " ، در تکرار مرگ و تولد های پیاپی . این بوی توحید توست که پیچیده است در جریان آفرینش !
 
در تحویل سال ‏های جدید و قدیم ، در تقویم ‏های دیروزی و امروزی ، قیامت شاهکار توست که اعجاز می‏ کند . تا دیروز ، خاک ، تهی بود از زندگی و امروز ، زمین ، گستره تولدهاست !
 
" خدیجه پنجی " 
 

******************************

آواز زیستن

و بهار آمد ؛ با طنین همان دعای همیشگی در دل‏ های پر از اشتیاق ، با چشم ‏هایی پر از آرزو و دست ‏هایی رو به آسمان  .
 
ققنوس ماه ‏های بی ‏آسمان ، خاکستر شد تا زمین دوباره زندگی را از سر بگیرد . هنوز بوی اسفند در کوچه ‏ها پرسه می‏ زند که بهار سراسیمه از راه می ‏رسد .
 
صدایی می‏ آید ... .
 
صدایی اگر هست ، صدای تکرار آب است در جویبار ها ،
 
صدای آمیختن رود است با کشتزار ها .
 
صدای پرواز مرغان مهاجر است که از سرزمین ‏های دور می‏ آیند .
 
صدای رویش جوانه‏ ای است بر درختی کهن‏ سال ، صدای اشتیاق دانه‏ ای که از ظلمت خاک ، قد می‏ کشد رو به خورشید و صدای سبزه ‏ای است که از زیر صخره ‏ای سر بر می ‏آورد .
 
صدای هلهله ابر و باد است در تولد باران .
 
صدای ترک خوردن پیله ‏ای است که به پروانه شدن می ‏اندیشد .
 
صدای خزیدن کرم کوچکی است در پهنه این خاک پهناور . صدایی اگر هست صدای محض بودن است ، صدای خداست .

" اعظم سعادتمند "  

******************************

خاطره معطر خاک

بهار می‏ آید ؛ تجدید خاطره ‏ای دیگر از خویشاوندی طبیعت و انسان ؛ با ردایی سبز برای حضور در جشن شکوفه ‏ها .
 
بهار می‏ آید ؛ با چشمه و کوه و دشت ، با باغ و گلزار و پروانه‏ ها ، با بلبل و گل ، با امید و آرزو .
 
بهار می‏ آید ؛ سرشار از عطر سپیده ، عطر طبیعت .
 
بهار می‏ آید ؛ با آیینه ‏ای در دست از حکمت و معرفت ، از آیات و برکات .
 
بهار می‏ آید ؛ با قامتی خجسته و سبزپوش ، با آواز قمریان بیدار و عاشق .
 
بهار می‏ آید ؛ برای ستیز با سردی و سستی .
 
بهار می‏ آید ؛ این راز برجسته طبیعت ، این تحول بزرگ و این خاطره معطر خاک .
 
بهار می‏ آید ؛ چونان عاشق فرزانه ‏ای که بر درگاه معشوق ، بوسه مهر نثار می‏ کند .
 
بهار می‏ آید ؛ فصل حرکت و برکت ، تحول و تغییر ، دوستی و عاشقی .
 
و بهار می‏ آید ؛ عطر کمال طبیعت ، سرّ عیان شده عظمت خلقت ، رمز شگفتی و شادی ، سرّ زیبایی و بیداری .

" حمزه کریم‏خانی "  

******************************

ثانیه‏ های سرشار

بوی بهار ، در لابه ‏لای برگ ‏ها می ‏پیچد . عطر سوسن ، هوای صبحگاهی را مست می‏ کند . میخک ، رز و محمدی ، بوی زندگی و تازگی را میان باغچه می‏ پراکنند .
 
نسیم خوش بهاری ، طبیعتی تازه را نوید می ‏دهد . برگ ‏ها جان می ‏گیرند و چشم‏ اندازی سبز ، از پس پنجره‏ های گشوده ، جلوه ‏گری می‏ کند .
 
سفره‏ های سخاوت و یکرنگی ، پهن می‏ شوند . بوی سبزه در فضای رنگارنگ سفره می‏ پیچد .
 
عطر سیب ‏های سرخ ، جای دیگری میان این همه ، باز می‏ کند .
 
دل ‏های یکرنگ و باصفا ، آماده می‏ شوند تا به ثانیه‏ های تازه زندگی وارد شوند . تیک تاک ساعت ، فضای پرسکوت خانه را پر می‏ کند .
 
چیزی به ثانیه‏ های آغازین سال نو نمانده است .
 
یک سال گذشت و واپسین ثانیه ، فاصله میان زمان ‏ها را دو نیمه کرد .
 
" یا مقلب القلوب و الابصار . یا مدبر اللیل و النهار . یا محول الحول و الاحوال . حوّل حالنا الی أحسن الحال " .
 
چشم‏ ها به روشنی باز می‏ شوند و دل ‏ها به یکدیگر نزدیک و قلب ‏ها آرامش دوباره می ‏یابند در حلول سال نو و دلگرم به آتیه‏ های مهربانی و صفا می‏ شود . احساس بهار ، نیلوفرانه بر اندام طبیعت می ‏پیچد و زمستان کوچ می‏ کند .


ارسال در تاریخ سه شنبه 16 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی

هفت‌ سین سلامتی

 

فصل‌ها، ماه‌ها و رنگ‌ها می ‌گذرند و همگی حاکی از چرخش زمان و روزگارند...

 

فرهنگ کهن ایرانی گره خورده با شُکر دائم نعمت‌های خداوندی در فصل‌های مختلف سال است. دانش سرشار مردمان ایران زمین از آنچه می‌ خورند و می ‌آشامند و شناخت زیبایی‌های فصل‌ها، رنگ‌ها و محصولات آن در جشن‌های جاودانه ی ایرانیان در فصول مختلف متجلی است.

با نگاهی کوتاه به محتویات مواد غذایی اصلی سفره ‌ی عید می ‌توان با اطمینان بیان کرد که اکثر مواد غذایی مورد استفاده در این سفره سرشار از مواد معدنی و ویتامین‌هایی است که ضمن تقویت سیستم دفاعی بدن، جسم انسان را در بلند مدت در مقابل خطرات ابتلا به بیماری‌های سخت و مزمن مانند سرطان و بیماری‌های قلبی- عروقی محافظت می ‌کند

.

شب یلدا، سفره‌ ی هفت ‌سین و… به ما می ‌آموزد که چنین الگوی غذایی را در طول سال و به مناسبت‌های مختلف داشته باشیم و در برنامه‌ ی روزانه‌ ی خود بگنجانیم. همان ‌طور که گذشتگان ما به مناسبت‌های مختلف جشن می گرفتند و از نعمت‌های بی ‌شمار الهی استفاده می‌ کردند.

هفت‌ سین شامل ۶سین غذایی است که هر کدام می ‌تواند سمبل سلامتی و طول عمر و زندگانی باشد.

 

سیب، سمبل زیبایی و سرشار از سلامتی

 

ردپای سیب را به فراوانی می ‌توان در داستان‌های اساطیر یونان و روم باستان یافت که در آن دوره، نشانه ‌ی جاودانگی یا تناسخ بود.

در گذشته از سیب به عنوان غذای خدایان و الهه‌ها یاد شده است. همچنین به عنوان پاداش کار نیک هدیه داده می ‌شد و امروزه سیب از میوه‌های پر طرفدار و خوشمزه در جهان محسوب می ‌شود.

میوه ‌ی سیب را یا به صورت تازه، یا به شکل آب سیب، کمپوت، مربا، ژله، مارمالاد، سرکه و… مورد استفاده قرار می ‌‌دهند. این میوه سرشار از اسیدهای آلی، اسید مالیک و نمک‌های پتاسیم و سدیم است.

بیشتر اسیدها و نمک‌های ارزشمند سیب در زیرپوست آن جمع شده است، بنابراین توصیه می‌ شود سیب را پس از شست و شو، با پوست مصرف کنید.

سیب میوه‌ای سرشار از ویتامین‌هایC, A, B بوده و نیز حاوی تانن‌ها، سلولز، آهن، کلسیم و فسفر می ‌باشد.

مهم ترین ماده‌ی معدنی موجود در سیب “پتاسیم” است که آن را “عنصر جوانی” می ‌نامند که سبب نرم شدن جداره‌ ی سرخرگ‌های بدن و پایین آمدن فشار خون می ‌شود.

سیب یکی از میوه‌های طبی نیز به شمار می ‌رود که هم عضلات و هم اعصاب را تقویت می‌ کند.

طبق آخرین بررسی‌های به عمل آمده، سیب سرخ نسبت به انواع دیگر آن امتیاز و خواص بیشتری داشته و خاصیت پاک کردن سموم بدن را دارا است و به علت داشتن مواد قلیایی، اسید اوریک را حل کرده و ترشحات غدد بزاق و معده را مساعد و متعادل می ‌سازد.

- سیب برای معالجه ‌ی چاقی، امراض مفاصل،روماتیسم مزمن،نقرس ، تب‌خال و امراض ریوی مفید می ‌باشد. به خانم‌ها توصیه می ‌شود در طی هفته ۵عدد سیب بخورند.

- سیب باعث دفعسنگ کلیه شده و سوء‌هاضمه را نیز از بین می ‌برد.

- سیب به واسطه‌ ی داشتنفیبر غذایی در رفعاسهال خونی موثر است و چنان چه سیب خام را رنده کرده و مصرف نمایید، نتایج خوبی در درمان اسهال کودکان دارد.

- خوردن سیب در صبح و به صورت ناشتا، اثرات بسیار شگفت ‌آوری دارد. همچنین خوردن سیب قبل از خواب بهترین درمانبی ‌خوابی محسوب می ‌شود.

- به کسانی که دچاریبوست می ‌باشند، توصیه می‌ شود در هنگام خواب سیب را با پوست مصرف نمایند (البته خوب آن را بجوند) که موثر خواهد بود.

- میوه‌ی سیب به دلیل فقر مواد قندی برایافراد دیابتی توصیه می ‌گردد.

- پوست و ریشه ‌ی سیب دارای خاصیت ضد میکروبی است.

- دانه ‌ی سیب حاوی اسید هیدروسیانیک است که برای بدن مضر می ‌باشد.

 

 

سنجد

جالب است بدانید که سنجد دارای درخت کوتاه و پرخار با برگ‌هایی شبیه بید و گل‌های خوشه ‌ای سفید یا زرد رنگ بسیار خوش بو می‌ باشد. خواص سنجد بسیار قابل توجه است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌ کنیم:

- این میوه منبع قابل توجهی از ویتامینE وC و رنگدانه‌ ی کاروتن است که همگی خاصیتآنتی ‌اکسیدانی قوی دارند.

- ترکیبات فلاوونوئیدها و اسید چرب‌های موجود در سنجد مانند اسید لینولیک و اولئونیک و همچنین استرول‌ها مانند سیتروسترول دارای خاصیت ضد التهابی است.

- فلاوونوئید موجود در سنجد، به شل کردن عضلات کمک می‌ کند. بنابراین مصرف سنجد برای کسانی که مشکل عضلانی و مفصلی دارند می ‌تواند موثر واقع شود.

- تحقیقات انجام شده نشان داده که مصرف میوه و پودر هسته ‌ای سنجد در درمان‌های التهاب حاد و مزمن موثر است.

- برخی ازمطالعات صورت گرفته نشان می ‌‌دهد که سنجد علاوه بر خاصیت تب ‌زدایی، به عنوان داروی درمان اسهال خونی با منشاء آمیبی و دفع کرم مطرح می‌ گردد.

- میزان کلسیم در سنجد بسیار بالا است و از نرمی استخوان جلوگیری می‌ کند.

- سنجد برای قلب و کلیه‌ها سودمند می ‌باشد.

سماق، سمبل روشنایی و غلبه بر شیطان

 

این گیاه اغلب در مناطق مدیترانه‌، جنوب ایتالیا، آسیای شرقی به ویژه در ایران دیده می ‌شود. انواع متنوعی دارد که برخی از آنها جنبه ‌ی تزیینی‌ داشته و اگر حواسمان نباشد می ‌تواند موجب مسمومیت و خارش گردد.

در برخی از کشورها ازسماق نوشیدنی تهیه می‌ کنند که جهت تسکین درد معده و اختلالات هضمی موثر است.

- محرک اشتها بوده و چاشنی خوبی برای غذاها محسوب می ‌شود. سماق قابض و پاک ‌کننده‌ی معده می ‌باشد.

- این گیاه برای بیماران دیابتی مفید است، زیرا این گیاه در افراد دیابتی مانع از فرآیند ترکیب گلوکز با ملکول‌های پروتئین حیاتی بدن و تغییرات شیمیایی و عمل کرد آنها می ‌گردد.

- البته توجه داشته باشید که مصرف بیش از حد سماق می ‌تواند مسموم کننده باشد.

- سماق خاصیت ادرار آور یا دیورتیک دارد.

- سماق ضد تب بوده و در درمان بیماری‌های روماتیسمی و نقرس نیز موثر است.

- سماق را باید به دور از نور مستقیم خورشید نگهداری نمایید.

- اثر تصفیه کنندگی بر خون دارد و مواد زائد خون(مانند اوره) را دفع می ‌کند.

- همچنین لثه‌ها را تقویت کرده و آنها را محکم می ‌سازد.

 

سیر، طبیب گیاهی روی زمین

سیر علاوه بر خواص دارویی و تغذیه ‌ای، به واسطه ‌ی داشتن ماده‌ی ضد ویروسی، ماده‌ی غذایی خوبی برای مصرف، چه در هنگام سلامت و چه در زمان سرماخوردگی به شمار می ‌رود و برای رفع بوی آن نیز می ‌توان سیب یاعسل مصرف کرد یا به شکل نیم ‌پز و خرد کرده از آن استفاده نمود.

- سیر خاصیت ضد قارچی و ضد باکتری دارد و در مبارزه با مسمومیت‌های غذایی از جمله سالمونلا موثر است.

- سیر امکان بروز سرطان معده را نیز کاهش می ‌دهد. به واسطه ‌ی داشتن آلیسین(یک نوع آنتی اکسیدان) و همچنین خواص ضد باکتریایی، علیه هلیکوباکتر پیلوری(مولد زخم معده) است.

 

سرکه، سمبل صبر و گذر زمان

سقراط معتقد بود که سرکه خاصیت آنتی‌بیوتیکی دارد و در درمان پنومونی (ذات الریه)، بیماری‌های ناشی از کمبود ویتامینC و زخم‌ها استفاده می ‌شود.

- همچنین برای سرکه خواصی مانند جلوگیری کننده‌ی فشارخون و کاهنده‌ی کلسترول قائل هستند.

- قابل توجه است که بدانیم سرکه در هضم غذا نیز کمک می ‌کند.

- سرکه در کنترل وزن بدن و درمان عفونت‌ها هم مفید می ‌باشد.

- شواهدی در دست است که سرکه با افزایش جذبکلسیم به بهبوداستخوان ‌سازی در بدن کمک می ‌کند.

- خاصیت ضد قارچی و میکروبی سرکه بر روی مسمومیت‌های غذایی به اثبات رسیده است.

 

سمنو، نشان استقامت و شیرین کامی

سمنو در بردارنده‌ی جوانه ‌ی گندم است که در سال‌های اخیر، اهمیت ویژه‌یجوانه ‌ی گندم در رژیم غذایی افراد مشخص شده و بیش از همیشه مورد توجه متخصصان غذایی قرار گرفته است، طوری که قرار دادن آن در سبد غذایی توصیه می‌ شود.

 

سبزه، مظهر سلامتی روح و روان

سبزه مظهر سرسبزی و شادابی است و قرار دادن آن در سفره‌ی هفت ‌سین به این منظور است که ما با سبز کردن دانه و توجه به گل، سبزه و گیاه به شادی و شادابی که غذای روح و اندیشه است، نیز توجه کنیم.

در خاتمه توصیه می ‌شود همیشه و در همه حال به فکر حفظ سلامت روح و جسم خود باشید، چرا که سرچشمه‌‌ ی موفقیت در جامعه ‌ی بشری، سلامت جسم و روان است.

 



ارسال در تاریخ سه شنبه 16 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی

اسلام و عید نوروز


 

نوروز واژه‌ای است مركب از دو جزء كه روی هم به معنای روز نوین است و بر نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال می‌‌‌یابد گذارده می‌شود. و اصل پهلوی این واژه نوك روچ یا نوك روز بوده است.
بیرونی در تعریف نوروز نقل می‌كند "نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام كردند، زیرا كه پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز همه جشن‌هاست."
 
مورخین و محققان درباره جایگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر می‌رسد آریائی‌ها از مهاجرت به فلات ایران و هم مرز شدن با تمدن میان‌رودان سال را به دو قسمت تقسیم می‌‌كردند كه هر یك با انقلابی شروع می‌شد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز این دو انقلاب بودند. یعنی هنگام انقلاب تابستانی جشن نوروز گرفته می‌شد و زمان انقلاب زمستانی جشن مهرگان پاس داشته می‌شد. برخی معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشنی بوده‌ است كه در ایران قبل از ورود آریائی‌ها وجود داشته است و اقوام قبل از آریائی‌ها كه در فلات ایران ساكن بوده‌اند به آن عمل می‌كرده‌اند.
 
"نوروز" را ایرانیان گرامی می‌دارند و آیینی است كهن كه گرچه طی هزاران سال دگرگون یافته،‌ اما هرگز از میان نرفته و از سوی اقوام و مذاهب مختلفی كه در سرزمین ایران حضور پیدا كرده‌‌اند، مهر تأیید خورده است. بدین سان امروزه نوروز از نمادهای بزرگ و وحدت بخش ملت ایران با همه تكثرهای قومی، مذهبی، فرهنگی و زبانی است.
 
آیین‌ها و رسم‌های مردم فرآیند الزامات و نیازهای درهم تنیده مادی و معنوی، در پیوند جغرافیایی و شیوه‌های تولید و ساختارهای اقتصادی دوره‌ای مختلف‌اند که برحسب ضرورت پیوسته در حال تغییرند و به مقوله‌هایی که در ژرفا معنا دارند پاسخ می‌دهند.
ظهور اسلام و برخورد مسالمت آمیز آن با سایر ادیان و آیین‌ها از جمله اعتقادات مذهبی و ملی ایرانیان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه، به یكباره از جامعه اسلامی ایران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدریجی ایرانیان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات دینی اسلام، اسطوره‌ها و داستان‌های عربی نیز در میان توده مردم نفوذ كرد. طی گذشت ایام، زمانی كه برخی از سنت‌ها و آداب در تضاد آشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار می‌گرفت ایرانیان می‌كوشیدند سنت كهن ملی را در قالب شخصیت‌های اسلامی باز یابند و به عبارت روشن‌تر سنت‌های ملی ایرانی را با سنت‌های اسلامی در آمیختند. در نتیجه از میان انبوه جشن‌های ایرانی قبل از اسلام آنچه میان ایرانیان مسلمان باقی ماند منحصر به عید نوروز، جشن سده و جشن‌های كوچك‌تری مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از میان جشن‌های یاد شده بزرگ‌ترین اعیاد ملی ایرانیان جشن نوروز است.
 
نوروز تنها جشنی است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهی افسانه و آیین تا به امروز ادامه یافته است. عظمت نوروز را از نقش‌های تخت جمشید گرفته تا آثار ادبی و هنری گوناگون عربی و فارسی در همه جا می‌توان یافت. یكی از كهن‌ترین و بزرگ‌ترین منابعی كه به جشن و افسانه‌ها و آیین‌های مربوطه پرداخته است، كتاب «آثار الباقیه» اثر ابوریحان بیرونی (متوفی 440 هجری قمری) است. او می‌نویسد:
«سال نزد فارسیان چهار فصل بود ... بر حسب این فصول عیدهایی داشتند كه به اهمال در كبیسه روز این عیدها جابه‌جا می‌شد. از جمله این اعیاد یكی روز اول فروردین ماه یعنی نوروز بود. كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبیعت گویند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنین به نظر می‌رسد كه پنج روز نخستین سال « نوروز عامه» یعنی جشن همگانی بود. حال آنكه روز ششم كه «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» یعنی جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.
 
احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شیعه منحصر نیست، اما چنان در میان شیعیان فراگیر است كه حتی روایاتی از امامان شیعه در بزرگداشت نوروز نقل شده است. برای مثال علامه مجلسی در "السماء‌والعالم" از امام صادق‌ علیه‌السلام حدیثی را بدین مضمون نقل می‌كند: "در آغاز فروردین، آدم آفریده شد و آن روز فرخنده‌ای است برای طلب حاجت‌ها و برآورده شدن آرزوها و دیدار پادشاهان و كسب دانش و زناشویی و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بیماران بهبودی می‌یابند و نوزادان به آسانی زاده می‌شوند و روزی‌ها فراوان می‌گردد."مجلسی همچنین حدیث دیگری را درباره نوروز نقل می‌كند كه منتسب به امام كاظم علیه‌السلام است و آن این كه "این روز بسیار كهن است. در نوروز خداوند از بندگان پیمان گرفت تا او را پرستش كنند و برای او شریك قائل نشوند و به آیین فرستادگان‌شان درآیند و دستورشان را بپذیرند و آن را اجرا نمایند و آن نخستین روزی است كه آفتاب بدمید و بادهای بار دهنده بوزید و گل‌های روی زمین پدید آمد و هم جبرئیل بر پیامبر نازل شد و نیز روزی است كه ابراهیم بت‌ها را شكست و هم پیامبر علی را بر دوش خود گرفت تا بت‌های قریش را از خانه كعبه بینداخت.
علاوه بر عدم مخالفت اسلام با آیین نوروز و از آن فراتر تأیید این مذهب بر نوروزگان، تداوم گرامیداشت نوروز در دوره اسلامی را می‌توان به علاقه شدید ایرانیان برای حفظ مواریث باستانی خود نیز نسبت داد.
"برتولد اشپولر" ایران‌شناس بزرگ آلمانی در این باره می‌‌‌گوید:‌ "از جشن‌های قدیمی ایرانی، بیش از همه جشن‌ سال نو (نوروز؛ شكل عربی آن نیروز) و نیز در پایان تابستان جشن پاییز (مهرگان) طبیعتاً بر اساس تقویم قدیمی برگزار می‌شد. البته مسلمانان، به‌ویژه در زمان عمر دوم (عمربن عبدالعزیز) كوشش كردند تا این اعیاد را ملغی كنند و كسانی را كه در این مواقع به طور كلی هدایای متداولی برای مقامات بالاتر می‌فرستادند، تحت فشار قرار دادند.
اما این رسم چنان عمیق با اندیشه و احساس مردم ایران وابسته بود كه به زودی پیروز‌مندانه برای خود جایی باز كرد و با اوج گرفتن كار عباسیان، اما به‌ویژه در زمان آل‌بویه كاملاً در همه جا متداول شد و حتی در بین‌النهرین (درست در بغداد و حتی در بصره) رسمی همه‌گیر شد. در سوریه، مصر و شمال آفریقا نیز این جشن در برخی از زمان‌‌ها به طور نامنظم برگزار می‌شد.
بدین ترتیب نوروز با ورود اسلام به ایران و فراگیری این مذهب در پهنه‌ای وسیع از شبه قاره هند تا شمال آفریقا، این مجال را یافت تا در میان اقوام غیر ایرانی نیز تداول یابد.
با توجه به این كه عباسیان بیش از پنج سده نفوذ سیاسی و دینی خود را در جهان اسلام - با فراز و نشیب بسیار - حفظ كردند، می‌توان دریافت كه بزرگداشت نوروز از سوی خلفای این سلسله تا چه حد در استمرار و گسترش آن تأثیر گذار بوده است. نوروز از زمان پیامبر اسلام تا دوره سلسله متأخر ایرانی همواره مورد توجه بوده است. به شهادت تاریخ، حضرت محمد صلی‌‌الله علیه‌وآله و حضرت علی علیه‌السلام و بزرگان و خلفای اسلام نوروز را گرامی می‌داشتند و در دستگاه خلافت عباسی نوروز عظمتی خاص داشت و پس از اسلام نیز نوروز بزرگ با سنت‌های اسلامی شكوه و جلالی دیگر یافته بود. خاندان‌های بزرگ ایرانی چون سامانیان و دیلمیان و آل زیاد به نگهداری و پاسداری سنن ملی دلبستگی فراوان داشتند و به هنگام نوروز به روش نیاكان خود مردم را بار عام می‌دادند و آداب دیرین را معمول می‌داشتند. شهریاران صفوی هم در اجرای مراسم جشن نوروز كوشش بسیار می‌كردند و مردم نیز تشریفات عید به جای آوردند.
برگزاری جشن نوروز در دوره صفویه به ‌ویژه با نگاه به احادیثی كه محدثین بزرگ این دوره همچون علامه مجلسی درباره نوروز نقل كرد‌ه‌اند، قابل ارزیابی است. چنین می‌نماید كه در این دوره - همچون زمان حاضر - نوروز صبغه‌ای كاملاً اسلامی یافته بود و تفكیك عناصر باستانی و اسلامی در این آیین باشكوه كاری دشوار می‌نمود.
 
در كتاب‌های مشهور ادعیه همچون اقبال الا‌عمال سید‌ابن‌طاووس و مصباح المتهجد شیخ توسی اشاره‌‌ای به دعای تحویل سال نگردیده و این نشان می‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشیع سند روایی مورد اعتماد برای آن موجود نیست. اما مجلسی در كتاب زادالمعاد در خصوص این دعا گزارش می‌كند كه در كتب غیر مشهوره روایت كرده‌اند كه در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید: یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال. بنابراین با توجه به این گزارش دعای تحویل سال در دوره صفویه مرسوم و معمول بوده است.
 
در هر حال جدا از این كه دعای تحویل سال تا پیش از دوره صفویه چگونه بوده و این دعا در كدام یك از مأخذ حدیثی نقل شده است، نفس دعا یا قرائت قرآن یا حتی نمازگزاردن هنگام تحویل سال نشان از اسلامی شدن نوروز دارد. حتی بعضی‌ها معتقدند كه عبارات دعای تحویل سال برگرفته از عبارات قرآنی یا احادیث و روایاتی است كه در معتبرترین مأخذ شیعی نظیر "التهذیب" شیخ توسی نقل شده‌اند.
از این گذشته بزرگ‌ترین نماد آیین نوروز كه "هفت سین" است، فلسفه‌ای باستانی و اسلامی دارد. "محمد علی دادخواه" كه اخیراً پژوهشی با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سین" را به نگارش در آورده، در این باره می‌نویسد:‌ "عدد هفت برگزیده و مقدس است. در سفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است. ایرانیان باستان این عدد را با هفت امشاسپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط می‌دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می‌دهند. علامه مجلسی می‌فرماید: آسمان هفت‌ طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملك یا فرشته موكل برآنند و اگر موقع تحویل سال، هفت آیه از قرآن مجید را كه باحرف سین شروع می‌شودبخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می‌دارند."
 
همچنین تقدس دینی لحظه تحویل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است که در شهرهای مقدس مردم به امامزاده‌ها و اماكن متبركه می‌روند. شیرازی‌ها به حرم شاهچراغ و حرم علی‌بن حمزه روی می‌آورند و مشهدی‌‌ها به پابوس حضرت رضا (ع) می‌شتابند و بسیاری از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد می‌آیند و بعضی از مردم ری و تهران در حرم شاه‌عبدالعظیم."
با این وجود صیغه اسلامی نوروز كه با توجه به اكثریت مطلق مسلمانان در ایران امری بدیهی است، مانع از آن نشده كه پیروان سایر مذاهب در بزرگداشت آن كمتر از ایرانیان مسلمان اهتمام ورزند. امروزه نوروز، آیینی متعلق به همه مذاهب و اقوام و فرهنگ‌های ایرانی و بسیاری دیگر از كشورهای تحت نفوذ فرهنگ ایرانی چون افغانستان، پاكستان، هندوستان،‌ كشورهای آسیای میانه و قفقاز و مناطق كردنشین تركیه، عراق و سوریه است
 
در روایات اسلام نوروز روزی است كه جبرئیل بر حضرت محمد (ص) نازل شد، روز غدیر خم است، و روز ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) خواهد بود. در اعتقادات كهن ایرانی روزی است كه آفریدگار از خلقت جهان فارغ می‌شود و روز آفرینش انسان است.
واژه (عید) در قرآن كریم تنها یكبار در آیه 114، سوره مائده آمده است: (عیسی ابن مریم گفت بارالها! ای پرودگار تو ما از آسمان مائده ای فرست تا این روز برای ما و كسانی كه پس از ما آیند روز عید مباركی گردد و آیت و حجتی از جانب تو برای باشد، كه تو بهترین روزی دهندگانی.
عیسی بن مریم این دعا را آن هنگام كه حورایون به او گفته بودند كه: ای عیسی ابن مریم، آیا خدای تو می تواند برای ما از آسمان مائده فرستد؟ عیسی در پاسخ آنان می گوید: اگر ایمان آورده اید از خدا بترسید! و هرگز شك در قدرت خدا و یا شك در اجابت دعای پیغمبر خدا نكنید. حواریون گفتند (ما شك نكرده ایم لیكن) می خواهیم كه از آن مائده آسمانی تناول كنیم تا دل های ما مطمئن شود (و بر یقین ما بیفزاید) و تا به راستی عهدهای تو پی بریم و بر آن گواه باشیم.
 
عید خود مصدری است مانند عود به معنای بازگشتن و به همین مناسبت، سالگردها و یادبودها را (عید) گویند. البته، این نامگذاری به یاد بودهای خوش وتوأم با شادمانی اختصاص دارد.
 
(عید) روزی است كه در آن سود و منفعتی به دست بیاید و در شرع مقدس اسلام، روزهای اضحی و فطر عید نامیده می‌شوند. كه در عید اضحی قربانی، و در عید فطر زكات فطره مطرح است. نیز می‌توان گفت، عید آن روزی است كه در آن نماز ویژه‌ای برگزار كنند، یا روزی است كه مجمعی در آن فراهم آید، و یا آنكه عید روزی است كه خلق از ماتم به شادمانی (عود) كنند، یا روزی است كه زندانیان را از زندان رها كنند، و یا كودكان را از مكتب بیرون فرستند، یا روزی است كه تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد، یا آنكه (عید) روز شریف و ارجمندی می‌تواند باشد.
از آیه (مائده) استفاده می‌شود كه حضرت عیسی و مسیح روز نزول مائده را كه سالروز وقوع یك معجزه الهی در تاریخ است برای همه انسان‌ها (عید) قرار داده است، تا این روز آیت و حجتی از جانب خداوند برای مردمان در تمامی اعصار بوده باشد و به میمنت این پدیده پر بركت همه ساله شادمانی و خجستگی آن روز تكرار گردد.
از آنجا كه (مائده) به معنای خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، می‌توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عیسی مسیح (ع) ویژگی خاصی داشته است كه به خاطر آن عنوان (مائده) را به خود گرفته است.
بنابراین، عید در این آیه اشاره دارد به نزول یك بركت آسمانی در پوشش طبق یا طبق‌هایی از طعام و خوردنی كه می‌تواند تكرار و بازگشت آن روز نیز همان بركات را به همراه داشته باشد و از این جهت، آیت و حجتی دیگر از جانب خداوند متعال برای انسان‌ها و فرصتی دیگر برای ایجاد ارتباط با خدا و ذكر و یاد او در دل‌ها و زبان‌ها بوده باشد.
آداب اسلامی نــوروز
در كتاب مفاتیح‌الجنان كه طی دهه‌‌های گذشته یكی از بزرگ‌ترین كتاب‌های مورد رجوع عموم برای انجام مستحبات مذهبی بوده به نماز عید نوروز اشاره شده كه نمازی است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌های قدر، كافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عید غدیر خم وارد شده است.
 
مفاتیح الجنان همچنین روایتی از معلی‌بن‌خنیس را درباره نوروز ذكر كرده است كه اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. بی‌آنكه اشاره‌ای به فضیلت این روز كرده باشد. ولی بحارالانوار مجلسی روایات معلی‌بن‌خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یكی از روایات مفصل معلی‌بن‌خنیس از نوروز را این گونه تجلیل كرده است: نوروز روزی است كه كشتی نوح بر كوه جودی قرار گرفت، روزی است كه جبرئیل بر نبی علیه‌السلام نازل شد، روزی است كه رسول اكرم صلی‌‌الله علیه‌وآله، علی علیه‌السلام را بر دوش كشید تا بت‌های قریش را از بالای كعبه می‌كند، روزی است كه نبی علیه‌السلام به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است كه برای علی علیه‌السلام از مردم بیعت گرفت (غدیر خم) روزی است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزی است كه امام عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بر دجال پیروز خواهد شد.

و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق علیه‌السلام در مفاتیح الجنان:
فرمود: چون نوروز شود غسل كن و پاكیزه‌ترین جامه‌های خود را بپوش و به بهترین بوی‌های خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهای پیشین و پسین و نافله‌های آن فارغ شدی، چهار ركعت نماز بگذار یعنی هر ركعت به یك سلام و در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و این دعا را بخوان.
همان طور كه مشاهده می‌شود این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل كردن، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی‌های خوش و روزه داشتن آغاز می‌شود، ضمن آنكه نمازی مشابه نمازهای سایر اعیاد اسلامی دارد.
 
نماز عید نوروز
 
نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌های قدر، كافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است.
از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می‌توان دریافت كه عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول بركات و آیات الهی همراه بوده است. تاكید بر قرائت سوره‌های كافرون، توحید، معوذتین نیز می‌تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدی‌ها داشته باشد.
 
 
دعای عید نوروز
 
دعای مخصوص عید نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم صلی‌‌الله علیه‌وآله و آل او و اوصیا و همه انبیا و رسولان آغاز می‌شود آنگاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ایشان ادامه می‌یابد.
 
در این دعا آمده است: (هذا الذی فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره) این فراز با اندكی جابجایی در كلمات در دعای مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن نیز آمده است.
 
 
فراز پایانی دعای مخصوص عید نوروز :
 
( اللهم .... ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونك علیه حتی لا اتكلف مالا احتاج الیه یا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده‌ها به میان می‌آید بیش از اندازه قابل توجه است زیرا، چنانكه نقل شده است عید نوروز همان روزی است كه حضرت سلیمان علیه‌السلام انگشتری خویش را پس از مدتی پیدا كرده است.

پی‌نوشت‌ها:
1. ذكایی، پرویز: نوروز تاریخچه و مرجع‌شناسی، مركز مردم‌شناسی ایران، تهران، 1353، ص19





2. كریمیان سردشتی، نادر: "نوروز در روایات شیعه و در كتاب التاج جاحظ بصری"، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، پژوهشكده مردم‌شناسی، تهران، 1379، ص45 3. اشپولر، برتولد:‌ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه مریم میراحمدی، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1369، ج2، ص359-358 4. رضی، هاشم: گاه شماری و جشن‌های ایران باستان،‌ انتشارات بهجت، تهران، 1380، ص451 5. دادخواه، محمد‌علی: نوروز و فلسفه هفت‌سین، انشارات حروفیه، تهران، 1382، ص119 6. مدرس زاده، مریم: عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین‌ها و اساطیر ایرانی، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، ص131 7. مفاتیح الجنان


ارسال در تاریخ سه شنبه 16 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی

[من حسین شكراللهی دانش آموز كلاس سوم راهنمایی مدرسه ی شهید مومنی هستم من در این وبلاگ برای شما مطالبی درباره ی بدن انسان گذاشته ام ]



ارسال در تاریخ دوشنبه 8 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی

آداب خوردن گوشت در اسلام

. انتخاب سر دست یا قسمت های جلو
امام علی (ع) : دوست داشتنی ترین عضو گوسفند برای پیامبر ،سر دست بود .
امام رضا (ع) : در خرید گوشت قسمتهای جلوی لاشه را بخرید و قسمتهای عقب را نخرید زیرا بخش های جلو به چراگاه نزدیكتر و از آفت دورترند .
2. شستن گوشت قبل از پختن آن
پیامبر خدا (ص): برادرم عیسی از شهری گذر كرد و دید كه مردمش رنگ چهره هایشان زرد و چشم هایشان كبود است و آنان از بیماری هایی كه داشتند نزد ایشان اظهار ناراحتی كردند گفت "درمان بیماریتان همراهتان است .شما گوشت راناشسته می پزید در حالی كه هیچ چیز بدون نوعی جنابت از دنیا نمی رود . از آن پس آنان گوشتهای مصرفی خود را شستند و در نتیجه بیماریشان از میان رفت .

3. پرهیز از خوردن گوشت خشكیده نمك سود
امام صادق (ع) : چند چیز است كه قبل از پیری بدن را پیر و فرسوده می كند و شاید هم بكشد :خوردن گوشت خشكیده و حمام رفتن با شكم پر و نشستن بر جای مرطوب و...
امام صادق (ع) : دو چیز است كه از هر جهت زیان دارد و برای هیچ یك فایده ای نیست .... : گوشت خشكیده و پنیر
امام هادی (ع): گوشت خشكیده نمك سود ،بد چیزی است زیرا معده را شل می شود هر بیماری ای را تحریك می كند و برای هیچ چیزی سودمند نیست . بلكه زیان هم می رساند .


4. نهی از خوردن گوشت خام
امام باقر (ع) : پیامبر خدا ،ازاین كه گوشت ،خام خورده شود نهی كرد و فرمود :" تنها درندگان ،چنین گوشتی می خورند گوشت را هنگامی بخورید كه آفتاب یا آتش آنرا دگرگون ساخته باشد . "
امام رضا (ع): خوردن گوشت خام ،در شكم كرم پدید می آورد .
5. پرهیز از اعتیاد به خوردن گوشت
پیامبر خدا (ع) : هر كس چهل روز گوشت بخورد سنگ دل می شود .
امام علی (ع): شكم هایتان را گورستان جانوران نكنید .
امام صادق (ع): علی (ع) اعتیاد به خوردن گوشت را بد می شمرد و آنرا اعتیادی همچون اعتیاد به شراب می دانست .
6. نوبتهای خوردن گوشت
امام صادق (ع) : در هر هفته یكبار گوشت بخورید و خود و فرزندانتان را بدان عادت ندهید زیرا موجب اعتیادی همچون اعتیاد به شراب می شود نیز آنان را بیش از چهل روز از آن محروم نكنید چرا كه آنان را بد خوی می كند .
7. وانگذاشتن گوشت به مدت چهل روز
پیامبر خدا (ص) : هر كس چهل روز گوشت نخورد بد خوی می شود . گوشت بخورید زیرا بر شنوایی می افزاید .
پیامبر خدا (ص) : بر شما باد گوشت چرا كه هر كس چهل روز واگذارد بد خوی می شود و هر كس بد خوی شد به او گوشت بخورانید . اما هر كس چربی بخورد به اندازه آن برای او بیماری فرود می آید .
8. تمیز نكردن كامل استخوان و نخوردن مغز استخوان
پیامبر خدا (ص): بدان امت من كسانی هستند كه مغز استخوان را می خورند .
پیامبر خدا (ص) : نرمه سر استخوان پرندگان را نخورید زیرا كه سل می آورد .

نماز باعث جلوگیری از افسردگی می شود

نماز باعث جلوگیری از افسردگی می شود

حضرت علی (ع) می فرماید :
"خداوند هر گاه خیری بر بنده اش بخواهد، به او كم خوابی، كم خوری و كم حرفی را تلقین می كند."

باید گفت كه دانش پزشكی ظرف چند دهه اخیر، موفق به کشف مهمی پیرامون خواب شده است و آن كشف، بخشی مهم در طول خواب انسان، به نام خواب REM بوده است( خواب از دو مرحله ی خواب عمیق و خواب REM تشکیل شده است که به طور یک در میان در طی شب حاصل می شوند).
پس از آن كه حدود 45 دقیقه از خواب رفتن انسان گذشت، مرحله REM آغاز می شود و برای مدت كوتاهی (حدود 10 تا 15 دقیقه) ادامه می یابد.

در طول مرحله REM ، به طرز اسرار آمیزی تمام عضلات اسكلتی بدن از كار می افتد و شخص كاملاً بی حركت می شود و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب ، حالت بیداری كامل را نشان می دهد، طوری كه در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است.

در طی مرحله ی REM ، درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره ای بالا می رود و حركات سریعی در چشم های فرد دیده می شود كه علت نامگذاری این مرحله نیز می باشد(مرحله حركات سریع چشم: RAPID EYE MOVEMENT). چنانچه شخص را در این حالت بیدار كنیم به احتمال بسیار قوی، ابراز می كند كه در حال خواب دیدن بوده است.

امروزه دانش پزشكی به اثبات رسانده كه یكی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب REM نسبت به میزان طبیعی است.
روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای كاهش میزان REM می باشد.

زمان نماز صبح كه در آیه ی 78 سوره مباركه " اسراء" با عنوان " إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا " از آن نام برده شده است* و مورد تأكید فراوان می باشد، به گونه ای قرار گرفته است كه سبب كاهش قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شود.

مرحله REM پس از 10 تا 15 دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و به طور منظم تكرار می شود . با این وجود كل دوران REM در طول یك خواب 8 ساعتی در اشخاص طبیعی، 90 دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیك به صبح به وقوع می پیوندد.

امروزه دانش پزشكی به اثبات رسانده كه یكی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب REM نسبت به میزان طبیعی است، طوری كه شخص افسرده بیشتر از سایر اشخاص خواب می بیند، یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM به سر می برد.

از این جهت یك مبنای مهم در تولید داروهای ضد افسردگی، كاهش مرحله REM از خواب می باشد، از جمله داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای.
علاوه بر این یك روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای كاهش میزان REM می باشد.

همانطور كه خواندید قسمت اعظم خواب REM در حوالی صبح به وقوع می پیوندد و چنانچه شخص خود را ملزم به بیداری صبحگاهی كند، در حقیقت جلوی ورود خود به مرحله قابل توجهی از خواب REM را گرفته است.

لذا بیداری صبحگاهی برای نماز، خود به تنهایی می تواند به عنوان دارویی در پیشگیری از افسردگی و حتی درمان آن مطرح باشد.

لازم به توضیح است كه خواب REM در حد متعادل برای حفظ سلامت و رفع خستگی لازم است، اما زیادی آن منجر به مشكلات مختلفی از جمله افسردگی می شود و نقش نماز به عنوان متعادل كننده میزان REM مشهود است.

دانشمندان درباره خواب صبح فعلا تا همینجا اطلاعاتی به دست آورده اند که بسیار منطبق با مبانی دین اسلام می باشد.
اما این را هم بدانید که در اسلام علاوه بر بیداری در اول اذان و به جا آوردن فریضه نماز به مسئله مهم دیگری هم اشاره گردیده است که آن خواب بین الطلوعین است (از هنگام اذان صبح تا موقع طلوع آفتاب) و نسبت به این مسئله تاکید بسیاری دارد.

چنانچه شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان می نویسد :
امام صادق می فرماید : خواب در بین الطلوعین باعث تنگ شدن روزی،گرفتاری و زرد شدن رنگ چهره می شود.
کلمات کلیدی مطلب : نماز - افسردگی -
 
20 روش برای طول عمر

20 روش برای طول عمر

1-    ازدواج: مطالعات نشان می دهد که درصد مرگ و میر در افراد مجرد به طور بارزی بیشتر از افراد متاهل می باشد.
2-    قهقهه زدن: محققان می گویند که خنده بهترین دارو است که موجب ارتقا پاسخ ایمنی ، کاهش قند خون ، افزایش جریان اکسیژن در بدن و بهبود کیفیت خواب می شود. جریان متوسط خون در هنگام خندیدن و بعد از آن 22% افزایش می یابد . در حالیکه استرس های روحی جریان خون را 35% کاهش می دهد.
3-    داشتن حیوان خانگی: فعالیت بدنی ناشی از مراقبت از این حیوانات یکی از راه های حفظ سلامت است. بعلاوه محبت کردن ویا تماشای حرکات جالب حیوانات منجر به آرامش انسانها می شود و آنها دنیای بیرون از خود را نیز تماشا می کنند.
4-    ترک سیگار: افرادی که سیگار می کشند تقریبا 13 سال شانس زندگی را از دست می دهند. بعلاوه انواع بیماری های مزمن ناشی از مصرف سیگار نیز کیفیت عمر باقی مانده را کاهش می دهد.
5-    ورزش بیشتر: ورزش باعث تقویت قلب و افزایش پمپ خون می شود . کلسترول و فشار خون کاهش می یابد. عامل پیشگیری و کنترل دیابت است. ماهیچه ها و استخوانها را تقویت می کند. آیا همه این مدارک کافی نیست تا گویای مزیت واقعی ورزش برای سلامت فرد باشد.
6-    فعالیت مغزی: بازی شطرنج، مطالعه روزنامه، حل جدول از جمله فعالیت های مثبت مغز است. فعالیت های مغزی مانع از بروز آلزایمر می شود.
7-    کمتر در معرض نورخورشید قرار گیرید: استفاده از کرم ضد آفتاب، عینک دودی  و کلاه لبه  پهن مانع از آسیب های ناشی از نور خورشید می شود و احتمال بروزسرطان پوست (شایع ترین نوع سرطان) را کاهش می دهد.
8-    ملاقات پزشک: ملاقات منظم پزشک عمومی می تواند شانس زندگی سالم را افزایش دهد. زیرا انجام معاینات توصیه شده توسط پزشک ، پیشگیری به موقع از بروز انواع بیماری ها را میسر می کند.
9-    خوردن ماهی: خوردن حداقل دو وعده غذایی ماهی در هفته بسیار مفید است. زیرا احتمال مرگ ناشی از بیماری قلبی را کاهش می دهد. مانع از لخته شدن خون، کاهش مقدار چربی و احتمال چاقی می شود. بعلاوه سرشار از مواد مغذی مثل سلنیوم، پروتئین و آنتی اکسیدان می باشد.
10-    خوردن میوه ها و سبزیجات تازه: بروکلی ، کلم، موز و سایر میوه ها و سبزیجات سرشار از ویتامین ، مواد معدنی ، فیبر و آنتی اکسیدان می باشد.

11-    تماس فیزیکی (در آغوش گرفتن): زوجهایی که برای مدتی تماس فیزیکی ساده مثل در آغوش گرفتن یا دست در دست برقرار می کنند کمتر دچار مشکلات قلبی و افزایش فشار خون می شوند.
12-    کاهش مصرف الکل : زیاده روی در مصرف الکل شانس زندگی بیشتر را کاهش می دهد.
13-    خواب کافی: خواب کمتر از 6 ساعت در شب تاثیر منفی بر سلامت فرد دارد و احتمال بروز دیابت را افزایش می دهد.
14-    خوش بینی و تفکر مثبت: شانس زندگی افراد دارای این خصلت 19% افزایش می یابد. این چنین افرادی کمتررنج می برند.
15-    کاهش مصرف چربی: غذاهای کم چرب احتمال بروز بیماری های قلبی را کاهش می دهد.
16-    مراجعه به دندانپزشک: مراجعه مرتب به دندانپزشکی و معاینه دندانها از بروز انواع بیماری های دهان و دندان جلوگیری می کند. زیرا این بیماری ها به نوبه خود منجر به بروز بیماری های تنفسی و قلبی می شود.
17-    کنترل استرس : کنترل استرس به هر طریق ممکن مثل دریافت مشاوره ، مدیتیشن و یا ورزش شانس زندگی را افزایش می دهد. استرس باعث کاهش جریان خون ، افزایش کلسترول ، کاهش فعالیت مغزی و ضعف سیستم ایمنی می شود.
18-    برگشت به مدرسه: ادامه تحصیل و یا آموزش مداوم در زندگی کیفیت زندگی سالم را ارتقا می دهد.
19-    خوردن ویتامین ها: ویتامین های مختلف مانع از بروز بیماری های قلبی میشود.یکی مولتی ویتامین خوب حاوی مواد معدنی ، آمینو اسید، عصاره گیاهی و سایر مواد مغذی است.
20-    نوشیدن چای: نوشیدن چای سبز احتمال بیماری های قلبی- عروقی  را کاهش می دهد

آداب غذاخوردن از نظر اسلام

آداب غذاخوردن از نظر اسلام

غذا خوردن در اسلام

نخستین نکته برای رعایت دستورهای بهداشتی درباره خوردن، توجه به این حقیقت لازم است که در نظام آفرینش،«خوردن»، ابزاری برای زندگی است، نه آن که زندگی، ابزاری برای خوردن؛ چنان که در حکمتی منسوب به امام علی(ع) آمده است:

لا تطلبِ الحَیاةَ لِتأکلَ، بَل اطلُبِ الاکل لِتحیا. (زندگی را برای خوردن مخواه، بلکه خوردن را برای زندگی بخواه).

بسیاری از مردم ـ اگر نگوییم بیشتر آنهاـ سلامت، شادابی و زندگی خود را فدای شکم خود می کنند.از این رو، هیچ گاه به فکر این نیستند که چه بخورند، چگونه بخورند و چه اندازه بخورند. پس، هر چه را مزه بهتری دارد، به هر اندازه که میل دارند و به هر شکلی که پیش بیاید، مصرف می کنند و بدین سان، گرفتار انواع بیماری ها می شوند، چنان که امام علی(ع) می فرماید:

مَن غَرَسَ فی نَفسِهِ مَحَبَة انواع الطعام، اجتَنی ثِمارش فُنونِ الاسقام.

(هرکس در دل خود، درخت علاقه به انواع غذاها را بکارد، میوه ی انواع بیماری ها را از آن می چیند).

رهنمودهای اسلام در این زمینه، فوق العاده مهم و ارزشمندند و با در نظر گرفتن عصر صدور آنها، معجزه علمی پیشوایان دین، محسوب می شوند. در این باره، توجه به دو نکته، دارای اهمیت است:

الف- رهنمودهای اسلام درباره خوردن، تنها سلامت جسم را تضمین نمی کند، بلکه تضمین کننده سلامت جسم و روح انسان هاست.

ب- از آن جا که عقل و علم، به همه رازهای آفرینش احاطه ندارند، چه بسا حکمت برخی از رهنمودهای اسلام برای دانش امروز، مجهول باشد، ولی بی تردید این به معنای بی دلیل بودن آن رهنمودها نیست، چنان که فلسفه تعدادی از احکام اسلام، در گذشته ناشناخته بود و امروزه علم به راز آنها پی برده است.

و اینک، اشاره ای کوتاه به آن رهنمودها:
1- حلال بودن غذا

نخستین و مهم ترین رهنمود اسلام درباره مواد غذایی مورد مصرف، این است که «حلال» باشند، بدین معنا که:

اولا: آنچه انسان مصرف می کند، باید از راه مشروع تهیه شده باشد. غذایی که از راه نامشروع و تجاوز به حقوق دیگران تهیه گردد، هر چند ممکن است برای سلامت جسم، ضرر نداشته باشد، اما بی تردید برای سلامت روان، زیانبار است.

ثانیا: غذای انسان باید ازطیبات(آنچه پاک است) تهیه شده باشد. بر اساس این رهنمود، انسان نباید غذاهایی را که طبع توده مردم از آن نفرت دارد، یا اسلام خوردن آن را ممنوع دانسته(مانند: گوشت مردار یا گوشت حیوانات حرام گوشت) مصرف کند، هر چند که تجاوز به حقوق دیگران نباشد.

ثالثا: غذا برای کسی که مصرف کننده است، نباید زیانبار باشد. توضیح این که ممکن است غذایی برای یک نفر مفید باشد، اما برای دیگری به دلیل آن که بیماراست، زیانبار باشد.

رابعا: غذا برای روح انسان یا جامعه مَفسده نداشته باشد. توضیح این که ممکن است غذایی حلال باشد و برای جسم هم زیانبار نباشد، لیکن چگونگی مصرف آن، برای روح یا جامعه مفسده داشته باشد؛ مانند غذا خوردن در ظروف طلا و نقره، یا غذا خوردن از سفره ای که مشروبات الکلی در آن قرار دارد. خوردن این گونه غذاها نیز در اسلام، ممنوع شناخته شده است.
2- دو وعده غذا خوردن در شبانه روز

در روایات اسلامی، برای تداوم سلامت و شادابی انسان، خوردن دو وعده غذا در صبح و شام توصیه شده است. اهل بهشت نیز که در دار السلام، جاوید هستند، در همین دو وعده غذا می خورند: «وَلَهُم رِزقهُم فِیهَا بُکرَة وَ عَشِیا؛ و در بهشت، هر صبح و شام، روزی آنان آماده است»(مریم : آیه62)
3- توصیه به کم خوری

پیشوایان دین، ضمن تأکید بر کم خوری، منافع فراوانی برای آن ذکر کرده اند؛ مانند: تداوم سلامت بدن، صفای اندیشه، نورانیت دل، رهایی از دام شیطان، بهره گیری از ملکوت هستی، نزدیکی به خداوند متعال و استفاده بهتر از عبادت پروردگار.
4- خطر پُرخوری

برعکس، پُرخوری از منظر احادیث، به شدت نکوهیده است. پُرخوری از سلامت می کاهد، بدن را بدبو می کند و زمینه را برای انواع بیماری های جسمی و روحی فراهم می سازد. پُرخوری، جوهر نفس راتباه می کند، به نیروی تقوا (پرهیزگاری) و ورع (خویشتن داری) ضربه می زند، حجاب تیزهوشی است و دل را سخت و تاریک می سازد.
5- مقدار غذای مفید

برای پیشگیری از زیان های پُرخوری و بهره گیری از منافع کم خوری، پیشوایان اسلام توصیه کرده اند که انسان تا زمانی که احساس گرسنگی نکرده، چیزی نخورد و قبل از آن که کاملا سیر شود، از خوردن غذا دست بکشد:«کُل وَ انتَ تشتهی، وَ امسِک وَ انتَ تَشتهی».
6- برترین خوراکی و بهترین سفره

از منظر روایات اسلامی، برترین غذاها، غذایی است که دارای چند ویژگی باشد:

اول آن که از دست رنج خودِ فرد تهیه شده باشد؛

دوم آن که خانواده ی او آن را دوست داشته باشند؛

سوم این که بوی آن موجب آزار دیگران نباشد.

بهترین سفره ها نیز پاکیزه ترین، حلال ترین و ساده ترین آنهاست و انواع غذاهای رنگارنگ و گران قیمت ـ که اهل بیت(ع) از مصرف آنها پرهیز می کردند ـ بر آن چیده نشده باشد.
7- آداب سُفره

آدابی که پیشوایان اسلام برای حضور بر سفره غذا توصیه کرده اند، عبارت اند از :

بودن سبزیجات در سفره، شستن دست ها، نشستن بر سر سفره با فروتنی، گرامی داشتن نان، سهیم کردن ناظر(اعم از انسان و حیوان) در غذا و آخرین ادب، صدقه دادن از آن غذا یا همانند آن.

کلمات کلیدی مطلب : اسلام - آداب غذا خوردن -


ارسال در تاریخ دوشنبه 8 فروردین 1390 توسط حسین شكراللهی
(تعداد کل صفحات:2) 1 2

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه